تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مزارات فرزندان بلا فصل ائمه ( ع ) در عراق ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
نوشته اند كه صورت او ، همانند قرص ماه بود . پس جنگ شديدى كرد و با همان سن پايينش ، 35 نفر را كشت . « 1 » حميد بن مسلم مىگويد : من در سپاه كوفه ، ايستاده بودم و به اين نوجوان ، نظر مىكردم كه پيراهنى بر تن و نعلين ، به پا داشت . پس بند يكى از آنها پاره شد و فراموش نمىكنم كه بند نعلين پاى چپ او بود . عمرو بن سعد ازدى به من گفت : « بر او حمله كنم » . به او گفتم : « سبحان الله ! چه منظورى دارى ؟ ! به خدا قسم كه اگر او مرا بكشد ، من دست خود را به سوى او دراز نمىكنم . اين گروه كه اطراف او را گرفته اند ، براى او بس است ! » . او گفت : « پس من به او حمله مىكنم » . پس به قاسم ، حمله كرد و ضربه اى بر فرق او زد كه با صورت ، بر زمين افتاد و فرياد برآورد : « يا عمّاه ! » . حسين ، شتابان نزد وى آمد و از ميان صف دشمنان ، گذشت و به بالين قاسم رسيد و ضربه اى بر قاتل قاسم بن حسن ( ع ) زد . او ، دست خود را پيش آورد و دستش از مرفق ، جدا گرديد و كمك طلبيد . سپاه كوفه براى نجات او شتافتند و جنگ شديدى درگرفت و سينه او ، زير سم اسبان خرد شد . « 2 » غبار ، فضاى ميدان را پر كرده بود . چون غبار نشست ، امام حسين ( ع ) را ديدم كه بر سر قاسم ايستاده بود و قاسم ، پاهاى خود را بر زمين مىكشيد . امام ( ع ) فرمود : « چقدر بر عموى تو سخت است كه او را به كمك ، بخوانى و از
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 34 . ( 2 ) . در اينكه بدن قاسم ، زير سم اسبان رفت يا بدن قاتل او ، اختلاف‌نظر وجود دارد . ولى از ظاهر عبارت شيخ مفيد ، چنين بر مىآيد كه بدن قاتل او ، زير سم اسبان رفته است .