بازهم رسم بى وفائى زين جهان معلوم شد * هرمسلمانى زجور و ظلم آن مغموم شد
حامى شرع مطهر حضرت عبدالكريم * آن كه از آشاميدن زهر اجل مسموم شد
سيزده بود ازمه ذى الحجه فى ليل خميس * رفت وگويى قاضى فقه اين زمان محروم شد
سائلى پرسيد تاريخش ز « نيّر » قال : « له * حجت الاسلام آقاى گزى مرحوم شد »
مرثيه مرحوم حسن اعورى :
آه ز جور زمان وز فلك كج روش * روانه شد سوى خلد روان عبدالكريم
چون قفس تن شكست ، مرغ روانش برست * عالم و جان تا كه هست جهان عبدالكريم
نمود تا لب تهى به شوق ديدار دوست * آمد چون ارجعى به شأن عبدالكريم
بر در صندوق علم ، قفل خموشى زدند * مهر خموشى چو يافت دهان عبدالكريم
از پى اصلاح خلق اگر بسى خط نوشت * نهاد كلك از چه رو بنان عبدالكريم
فقيهى اندر زمان ز منطق و از بيان * دگر نبيند به چشم ، زمان عبدالكريم
هزار ره گر فلك دور زند بعد از اين * دگر نبيند جهان بسان عبدالكريم