كيشم وفا و صدق بود آب و نان از آن * گر ديده اشك ديده و خون جگر مرا
يك لقمه نان و جرعه آبم ضرورت است * حاجت نبود كاش به اين مختصر مرا
دوشم فتاد ، ره به جهانديده عارفى * خوش نغز و عارفانه بسفت اين گهر مرا
گفتا ز حيرت اندرم از كارهاى دهر * جان بر لب است و تلخ بود خواب و خور مرا
طوطى به زحمت قفس و جاى زاغ ، باغ * زين غم نسوزد از چه سبب بال و پر مرا
رطل گران و حوصله تنگ بىسبب * بر اين گزاف لاف و چنين بحث و جر مرا
من از كجا و ديدن اسرار حق كه نيست * جز چشم تيره بين و بجز گوش كر مرا
ليك اين بجا بود كه بپرسد كسى چرا * تير جفاست ارزش فضل و هنر مرا
بشنوده اين چكامه تو بوى خون دل * صفوت بدين ملاحظه دارد اثر مرا
عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: جعفر رحمن زاده صوفيانى
ص٢٦٩