تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
* * *
در دايره‌ى وجود موجود على است * واندر دو جهان مقصد و مقصود على است گر خانه‌ى اعتقاد فاسد نشدى * من فاش بگفتمى كه معبود على است
* * *
حق بين نظرى بايد ، تا روى تو را بيند * چشمى كه بود خودبين ، كى نور خدا بيند ؟ دل آينه‌ى او شد ، كو تشنه‌ى ديدارى * كو همچو كليم اللّه ، بر طور لقا بيند از مشرق ديدارش ، آن را كه بود ديده * انوار تجلى را ، پيوسته چو ما بيند وصف رخ آن ماه است اللّه جميل ما * هر مرده دلى اما ، اين نكته كجا بيند اى چشم نسيمى را از روى تو بينايى * آن را كه تو منظورى ، غير از تو كه را بيند
در افسانه‌ها آمده است : هنگامى كه به دستور سلطان مويد خديو تركان و به دست يشبك خان ، حاكم حلب ، او را پوست مىكندند ، يكى از مفتيان گفت : اين شخص آن‌چنان پليد است كه اگر بخشى از