تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
نه در او حر و نه ضدش زمهرير * گر بگويم تا آيد من روز روز اندكى گر گفته آيد از كشير [ ؟ ] * بازگو آخر چه بود اين جان دل از چه از شادى نتانى گشت سير * كه پس از پيرى تو خندانى و خوش اى عجب سور و سرور از كهنه پير * رو تو خاك خويش آماده بكن تا يكى وردى كنى موى چه شير * گفت از آن شادم كه اللهم خدا است پس پيمبر احمد و حيدر وزير * از چه به زمان كردم و آشفته رنگ مىرسد در سر بشارات بشير * پير بودم گشتم از يوسف جوان كور بودم گشتم از نورش بصير * پس به ملك فقر عين سلطنت ميزىام به از كيان و اردشير