ارادهء مستحكم ، نظرش عوض مىشود و به مشهد مقدس بازمىگردد ، مرحوم استاد مدرس رفيقش را تا مشهد همراهى مىكند و خود دوباره عازم سفر مىشود .
علّامه در اين سفر ، قبل از آنكه به شهر مقدس قم برسد ، در سى كيلومترى اين شهر ، در كاروانسرايى مريض مىشود ، پس از گذشتن چند هفته از اين اتفاق ، مرحوم آيت اللّه العظمى شيخ عبدالكريم حائرى ( ره ) از اين اتفاق با خبر مىگردد ، مرحوم آيت اللّه حايرى علّامه مدرس را به قم آورده و در مدرسه دارالشفا جاى داده و تحت درمان قرار مىدهد .
پس از بهبودى كامل استاد ، از آيت اللّه حائرى و طلابى كه در اين مدت به ايشان كمك كرده بودند ، قدردانى نموده راهى نجف اشرف مىشود .
وقتى به مرز عراق مىرسد ، سه بار توسط مرزبانان عراقى دستگير و به مرزبانان ايرانى سپرده مىشود ، در مرتبهء چهارم استاد موفق مىشود كه از مرز بگذرد و خود را به كاظمين برساند ، يك ماه در شهر كاظمين مشغول به كار مىشود . سپس عازم ديار محبوب ، كربلاى معلى شده ، سر انجام بعد از يك سال تحمّل درد و رنج و گرسنگى و مريضى ، در روز اربعين سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبداللّه الحسين ( ع ) خود را در كنار حرم با صفاى مولايش مىبيند ، سه روز بيشتر درآنجا توقف نمىكند ، بعد از زيارت مرقد مطهر امام حسين ( ع ) و اباالفضل العباس ( ع ) عازم نجف اشرف مىشود .
ايام نجف
مرحوم علّامه مدرس ، با ورود به شهر مقدس نجف تحصيلات خود را آغاز نمود ، در حدود دو سال ، شبها را در گوشههاى صحن حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) به صبح مىرساند ، براى استحمام و شستن لباسهايش ، جمعهها بعد از نماز صبح ، بسوى كوفه در حدود پانزده كيلومترى نجف مىرفت و در نهر فرات خود و لباسهايش را شستشو مىكرد . يك مرتبه وقتى لباس خود را مىشسته به علت كهنگى و مندرس
سى و پنج عالم ( از عالمان تأثيرگذار افغانستان در سده اخير ) ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: سيد محمد عارف موسوى نژاد
ص٢٥٨