حاصل از تحقيق نشان مىدهد ، حمايت سوريه از ايران در طول جنگ تحميلى ، نه به لحاظ حفظ منافع ايران و دفاع از استقلال و تماميت ارضى اين كشور ، بلكه جهت حفظ ارزشها و دستيابى به اهداف ملى كه در سياست خارجى دنبال مىشود ، بوده است از جمله اين ارزشها مى توان به كسب قدرت هرچه بيشتر در منطقه خاورميانه و حفظ پرستيژو منزلتى كه در راستاى ادعاى رهبريت جهان عرب از سوى حافظ اسد مورد نظر مى باشد ، و نيز حذف موانع و مشكلات خود نام برد . بنابراين ، يكى از علل بى ثباتى و عدم قاطعيت سوريه در حمايت از ايران ، به خاطر در خطر قرار گرفتن منافع اين كشور بود . تجديد روابط حسنه با شاه حسين به عنوان بزرگترين حامى عراق در طول جنگ ، پيشنهاد طرح وحدت بين عراق و سوريه و تشكيل جلسات متمادى براى رفع اختلافات بين دو كشور مخصوصا " در مقاطع حساس جنگ ، و بحران ، از جمله شواهد و قرائن ادعاى فوق است . از سوى ديگر اختلافات عراق و سوريه و دشمنى ديرينه رهبران دو كشور و استفاده از جنگ تحميلى براى سرنگونى صدام ، ملاحظات اقتصادى و دريافت كمك هاى مالى به دلايل مختلف از كشورهاى خارجى ، بهره مندى از سياست ضد اسرائيلى ايران از جمله دلايل حمايت سوريه از ايران در طول جنگ بوده است
1442 . نقش سياست گذارى نفتى در توسعه ساختار سياسى و اقتصادى عراق پس از اشغال امريكا
زينب اميرى
استاد راهنما : عليرضا سلطانى
استاد مشاور : مير طيب موسوى
دانشكده علوم سياسى ، دانشگاه آزاد اسلامى واحد تهران مركزى ، 1392 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : عراق به صورت يك كشور و از لحاظ نظريه هاى جديد سياسى ، پديده اى است كه با فروپاشى امپراتورى عثمانى و به تدبير سياسى - نظامى بريتانياى كبير تاسيس شد . از لحاظ جغرافيايى ، عراق در منطقه اى قرار دارد كه مهد تمدن خاورميانه بوده است . منطقه اى حساس وژئوپولتيك ، وكشور عزيز ما داراى طولانى ترين مرز خاكى با اين كشور است . لذا با توجه به دوره هاى گذشته ، شناخت توانايى ها واستعدادهاى اين كشور امرى لتزم مى نمايد . دراين پژوهش كه با عنوان نقش ساستگذاريهاى نفتى در توسعه ساختار سياسى و اقتصادى عراق پس از اشغال نظامى آمريكا مى باشد ؛ درپى بررسى نقش نفت درايجاد اين سوال است كه منابع و درآمدهاى نفتى چه نقشى در شكل دهى ساختار سياسى واقتصادى عراق پس از اشغال دارند ؟ و همچنين با قرار دادن اين فرضيه كه با توجه به پايان يافتن محدوديت هاى بين المللى واحياى صنعت نفت عراق ، نفت نقش اساسى در شكل دهى به ساختار سياسى واقتصادى جديد عراق و تقويت روند توسعه اى اين كشور پيدا كرده است به عنوان مبناى كار در پنج فصل جداگانه به بررسى موضوع پرداختيم . اين پژوهش در پنج فصل تهيه شده است كه فصل اول شامل كليات ، فصل دوم شامل بحث نظرى كه به بررسى مفهوم توسعه ونظريات مرتبط با توسعه ، منابع طبيعى ونقش آن در روند توسعه كشورها ، وسپس نظريه نفرين منابع و دولت رانتير و در آخر نيز به نقش نفت و تاثير آن بر سياست و اقتصاد توجه شده است . در فصل سوم نگاهى دارين به آمار وارقام صنعت نفت عراق ؛ درفصل چهارم به كند و كاو پيرامون اقتصاد عراق وتاثير درآمدها ونقش نفت از آغاز اكتشاف نفت وصدور نفت دراين كشور تا سال 2003 وحمله