307 . بررسى تطبيقى مساله عقل و وحى در مدرسه كوفه وبغداد
سيد احمد حسينى بهارانچى
استاد راهنما : محمد تقى سبحانى
استاد مشاور : سيد محمد كاظم طباطبايى
دانشكده علوم حديث ، دانشكده علوم حديث قم ، 1391 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : متكلمان شيعه در كوفه در پى نظريه پردازى و تبيين ديدگاه قرآن كريم و حضرات ائمه اطهار در باب عقل و وحى بودند و براين باورند كه حجيت وحى در كنار حجيت عقل و در تعامل مستقيم با آن در حوزهى عقايد و مبانى معرفت دينى بايستى مورد تاكيد و پذيرش قرار گيرد . 2 - متكلمان بغداد به دليل مواجهه با انديشههاى رقيب مانند انديشههاى كلامى معتزله ، ديدگاه خود را در باب عقل و وحى به گونهاى تبيين و مطرح كردند كه متناسب با زبان علمى آن دوره باشد . به عبارت ديگر آنان در اصل نظريهى عقل گرايانهى شيعه تغييرى ندادند بلكه با محدود ساختن دايره حجيت وحى در حوزهى عقايد زمينهى حضور منابع وحيانى در كلام شيعه را كم رنگ كردند . 3 - در دومدرسهى كوفه و بغداد عقل و وحى حجيت دارند لكن درميزان حجيت و همچنين نحوهى استفادهى دانشمندان اين دو مدرسه ازاين دو منبع شناخت ، اختلافات زيادى ديده مىشود . 4 - تعيين دقيق اشتراكات و اختلافات اين دو مدرسه و اينكه كدام يك از اين دو انديشه به معارف قرآن كريم و ديدگاه معصومين ع نزديكتر مىباشد ، يكى از اهداف اين رساله است و در پايان تحقيق بيان مىگردد . 5 - ريشههاى احتمالى اين تفسير حداقلى از جانب متكلمان بغدادى شيعه از اين قرار است : ممكن ساختن برقرارى ارتباط با انديشههاى رقيب به ويژه معتزله در زمانهى حاكميت انديشه اعتزالى و انزواى كلام شيعه ؛ كم رنگ شدن نظريههاى متكلمين شيعه در عصر حضور و فقدان پشتوانههاى نظرى كافى براى حمايت و دفاع از ديدگاه آنان ؛ پيچيدگى و دشوارى نظريههاى متكمان كوفه و فقدان زمينههاى مناسب در آن عصر براى بازخوانى و تشريح آنها 6 - متكلمين شيعه در باب عقل و وحى داراى ديدگاه كلامى اصيل بوده اند و تحت تاثير ساير مكاتب كلامى قرار نگرفته اند بلكه به علت ريشههاى پيش گفته تفسيرها متفاوت بوده است .
308 . بررسى تطبيقى مساله علم و معرفت در مدرسه كوفه و بغداد
محمد حسين منتظرى
استاد راهنما : محمد تقى سبحانى
استاد مشاور : سيد محمد كاظم طباطبايى
دانشكده علوم حديث ، دانشكده علوم حديث قم ، 1390 ؛ كارشناسى ارشد
چكيده : متكلمان مسلمان در طول تاريخ بر محور مسأله معرفت اختلاف نظرهايى داشتند . يكى از نزاعهاى آنان بر اين مدار بود كه آيا معرفت به صورت كلى و يا درخصوص معارف بنيادين دينى نظير معرفت خدا ، معرفت اسما و صفات الهى ، شناخت نبى و امام و . . . ضرورى و غير اختيارى است يا از سنخ معارف اكتسابى به شمار مىآيد ؟ بر خلاف آن چه برخى مىپندارند ، متكلمان اماميه در مدرس ؟ كوفه درباره مسأله علم و معرفت داراى ديدگاه ويژهاى بوده و در اين باب به نظريهپردازى مىپرداختهاند . آنان بر اضطرارى بودن معرفت و علم ، دست كم در معارف بنيادين دينى اتفاق نظر داشته ، بر اين باورند كه آدمى در دستيابى به معرفت اختيارى ندارند . از سوى ديگر بيشتر