الله العظمى سيد احمد خوانسارى بهره برد .
در سال 1322 به نجف اشرف مهاجرت كرد و به مدّت 28 سال در آن سرزمين مقدس به تحصيل پرداخت . اساتيد ايشان در نجف اشرف عبارتند از :
1 . آية الله شيخ عبد الحسين رشتى ، كفاية الأصول .
2 . آية الله شيخ صدرا بادكوبه اى ، معقول .
3 . آية الله العظمى سيد ابو القاسم خوئى .
4 . آية الله العظمى سيد محسن حكيم .
5 . آية الله العظمى سيد عبد الهادى شيرازى .
6 . آية الله العظمى شيخ محمد كاظم شيرازى .
7 . آية الله شيخ محمد على كاظمينى .
وى بيشترين بهره علمى را از محضر آية الله خوئى برد . مكاسب محرّمه ، طهارت ، صلاة و بيع را از محضر ايشان استفاده نمود . تقريرات دوره دوم اصول و مباحث الفاظ دوره سوم را به نگارش درآورد ، و دروس تفسير ايشان را نيز دريافت .
در اخلاق از محضر آية الله العظمى سيد جمال الدين گلپايگانى و آية الله شيخ عباس قوچانى وصى عارف كامل آية الله قاضى بهره برد ، و با حاج عبد الزهراء گرعاوى كه عشق سوزان او به اهل بيت عليهم السلام معروف بود مأنوس گرديد . « 1 »
هامش
( 1 ) . به گفته فرزند ارجمند ايشان حجة الإسلام والمسلمين حاج آقا محمد صافى ، پدر بزرگوارشان در نجف اشرف در كنار تحصيل ، عزم سير و سلوك طبق دستور يكى از عرفاى بزرگ نجف اشرف را مى نمايند ، ولى در همان اوان خوابى مى بينند و خودشان بدون پرسش از معبّر ، آن را حمل بر تحذير از ادامه مسير سلوك مى نمايند . ايشان سال ها بعد در ايران پس از ملاقات با فقيه عارف آية الله سيد عبد الكريم كشميرى كه از معبّرين بزرگ زمان بودند ، به تعبير خواب خود پى برده و متوجه مى شوند كه برداشت ايشان مطابق با واقع نبوده است . آية الله صافى يكى از عرفاى بزرگ زمان بود و عرفاى بزرگى همچون آية الله كشميرى مقامات بلند معنوى ايشان را تصديق داشتند . آية الله كشميرى استاد ايشان در سير و سلوك را نيز مى دانست ، ولى خود ايشان راضى به اظهار آن نبود . با كمال تأسف برخى با انگيزه هايى كه بر نگارنده معلوم نيست به دشمنى با افتخارات علمى و معنوى شيعه روى آورده و با در پيش گرفتن بدترين شيوه هتّاكى و اهانت به بزرگان حكمت و عرفان كه عموماً از فقهاى مكتب اهل بيت عليهم السلام نيز مى باشند چهره تابناك آية الله صافى را كه يكى از صدها فقيه حكيم عارف شيعه بوده مخدوش نموده ، و در پى خاموش كردن نور حكمت و عرفان شيعى كه با مساعى فقيه حكيم و عارف بزرگ زمان حضرت امام خمينى رضوان الله تعالى عليه در جامعه اسلامى احيا گرديده برآمده اند ، كه بايد گفت : چون خدا خواهد كه پرده كس درد / ميلش اندر طعنه خوبان برد / تا دل مرد خدا نامد به درد / هيچ قومى را خدا رسوا نكرد .