خواهد ؟ او با من قهر كرده ، او را با من آشتى بده . آن گاه مرحوم آقاى هاشمى تعهد گرفتند كه تا من زنده ام اين قضيه را براى كسى بازگو مكن . « 1 »
خطيب شهير مرحوم حسام الواعظين
هامش
( 1 ) . اين حكايت را مرحوم آقاى سيد حسين مدرّس نجف آبادى نيز به نقل از آية الله حاج سيد اسماعيل هاشمى از برادر بزرگوارشان مرحوم سيد على اكبر هاشمى نقل كردند . مرحوم سيد مصلح الدين مهدوى از قول عالم ربانى حاج شيخ محمود سالك كاشانى نقل كرده اند كه آقا سيد على اكبر هاشمى يك روز صبح به منزل من آمدند و وقتى خواستند بروند گفتند : ديشب خواب ديدم كه از مسير خيابان خواجو جنازه آقاى حسام الواعظين را مى بردند و مرحوم حسام از وسط تابوت برخاسته و جبّه فاخرى كه به تن داشت را به مردم نشان مى داد و مى گفت : اين جبّه اى است كه حضرت سيد الشهداء عليه السلام به من هديه كرده است . مرحوم سالك گفتند كه به اتفاق آقا سيد على اكبر از منزل بيرون آمديم ، وارد خيابان كه شديم ديديم كه جنازه اى را تشييع مى كنند ، پرسيدم : جنازه كيست ؟ گفتند : آقاى حسام الواعظين .