عفت او به زنى دستورى داده ، پس از اقدام آن زن به امر پادشاه و اعراض آن مرحوم از خواهش او ، از طبابت اندرون سراى شاه آن شريعت پناه استعفا داده ، پادشاه عذرخواهى از ايشان نموده و غرض خود را كه امتحان بوده اظهار داشته و مجددا خواهش قبول نمودن ايشان را فرموده ، و براى جبران تكدّر خاطر حكيم باشى از اين حركت ، شاه امر فرموده هفت دست خانه براى هفت پسر آن مرحوم بنا نموده كه هر هفت خانه در اسلوب و طرح عمارت مانند هم بوده و فعلا دو دست از آن خانه ها به وضع بناء سابق فى الجمله در محله يزدآباد باقى است .
از احفاد مرحوم حكيم باشى بعض از سلسله جليله سادات خاتون آبادى كه مرجع امور شرعيه اند باقى مانده و كذا سلسله جليله كلانتريان كه بعض آن ها در يزدآباد ساكن هستند و در قريه شاپورآباد كه قريه اى است قريب به شهر بعض آقايان كه مرجع امور ديانتى آن ناحيه اند سكنى دارند و در خانواده جناب ايشان تاكنون فنّ شريف طبابت به طريق كمال باقى است .
ميرزا ابو القاسم ناصر حكمت حدود صد سال عمر كرد . به نوشته استاد همايى : « وى در مقام علمى و عملى طبّ قديم تالى و نظير نداشت و آخرين مشعل اين فن در اصفهان بود . او مردى بسيار امين و متديّن بود ، براى معالجه اجرت قائل نبود و آن را محض ثواب و خدمت به نوع انجام مىداد و به هرچه مىدادند قناعت مىكرد و با عموم مراجعين از فقير و غنى نهايت دلسوزى و مهربانى را مبذول مىداشت » . « 1 »
فرزندش آية الله شيخ محمّد طبيب زاده مى نويسد : « در علم طب يونان و پزشكى باستان يگانه عصر بود و در عمل و آموزش حقايق به دانشجويان مكتب خود كه پروانه وار گرد شمع وجودش دور مىزدند منحصر به فرد و در اين فن بى نظير بود .
هامش
( 1 ) . تاريخ اصفهان ( فصل تكايا و مقابر ) ص 122 .