خجسته اختر برج شريعت نبوى * كه چون ستاره ضميرش دليل اعيان است
فروغ پرتو روشندلان درگه حق * چو نور مهر ز پيشانيش نمايان است
بود فروغ ضميرش چو شعله آتش * چه شد كه دهر ز افسردگى زمستان است
نشان شرع ز مطرب طلب كه رشته ساز * ز رهنمايى او شاهراه ايمان است
عصا به دست رود چون به منبر خطبه * به كوه طور تو گويى كه پور عمران است
در آن مقام كه خوان شريعت آرايد * ز بال روح امين ، عيسى اش مگس ران است
به هيبتى است كه در دور او پياله مى * به بزم عيش ز بى حرمتى به دوران است
. . . كه به جان حسودش آتش رشك * دونده تر ز مى اندر عروق مستان است
بود ضمير منيرش خزانه اسرار * كه سينه اش هدف . . . قرآن است
زمين ز ديو و دد ايمن بود كه همچو شهاب * فروغ جبهه او تير رجم شيطان است
به هر طرف كه كند رو ، بسان قبله نما * درون سينه ، دلش سوى كعبه گردان است
زند ز شهپر روح الامين اتاقه به سر * گداى درگه او بر زمانه سلطان است
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص١١٤