و چون امرى است مقرّر ، كه نهال هنر ، هر چند برومند باشد ، بىآفتاب مكرمت سپهر اقتدارى ، و بىسحاب مرحمت شهريار كامكارى ، سر به اوج رفعت نمىسايد ، و شهرت تمام و قبول كافه أنام را نمىشايد ، و شهرتش موجب ازدياد دعاگويى دوام دولت قاهره ، و انتظام سلطنت باهره مىگرديد ؛
لهذا آن را تحفه مجلس سامى شاهى ، و هديه خزانه عامره ظلّ اللّهى گردانيد ، و به حمد الله تعالى . . . مقبول طبع اشرف ملازمان آستان كيوان پاسبان گرديد . . . و چون پيوسته شيمه پادشاهان دنيا و دين ، كه سايه مرحمت جهان آفرين اند ، آن است كه جميع برايا و عموم رعايا را كنفس واحدة اخذ نموده ، صلاح حال هريك را حسب المقدور منظور نظر اشرف داشته ، در خور قابليتش بهره وافى و نصيب كافى برسانند ، و اكثر ساكنان اين ديار را تكلّم به لغت فارسى واقع مىشود ، و هريك از ايشان را تتبّع و تعلّم لغت عرب ممكن نيست ، و به سبب اين ، بسيارى از اين گروه از مطالعه كتب حديث و شرح مذكور بىبهره بودند ؛ بنا بر اين ، خورشيد فرمان قضا جريان ، و حكم نافذ واجب الإذعان از افق شهريارى و جهاندارى ساطع و لامع گرديد ، كه اين فقير كتاب مسطور را به فارسى ترجمه نمايم ، و در ترجمه آن ، اين طريق مسلوك باشد كه :
أوّلًا حلّ تحت اللفظ عبارت حديث نموده ، بعد از طى آن ، اختلافى كه علماء سلف را در اين باب شده مشروحاً بنويسم ، و بعد از آن ، آن چه اين فقير را در اين مسأله به خاطر فاتر رسيده در سلك بيان منسلك سازم ؛ و چون غرض كلّى ، انتفاع عموم خلايق است ، فارسى آن را قريب به فهم ايراد نموده ، متوجه عبارات مغلق ، و استعارات مشكل نگردم . . . حسب الأمر الأعلى متوجّه انفاذ فرمان و الا نشان گرديدم ، و چون از بركات توجّهات سلطانى و عنايات اعلى حضرت خاقانى ، به اين شغل گرامى ، كه مورث ازدياد دعا گويى ، و ثناخوانى نواب اشرف اعلى است سر افراز گرديدم ، آن را به لوامع صاحب قرانى ناميدم . اميد كه اين نام و اين كتاب ، إلى يوم القيام ، با دولت أبد قرين مقرون بوده باشد ، بمحمد آله الطاهرين .
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٤٢٧