و آن چه بر اين ضعيف واقع شد اين بود كه چهل و پنج سال قبل از اين تقريباً ، در وقت مراجعت از مشهد مقدّس ، در شب تارى راه را گم كرديم ، و بر اين مقرّر شد كه فرو آييم . بعد بنده نيز به قصد آن حضرت فرياد كردم ، كه ناگاه عربى پيدا شد و ما را بر سر راه آورد و ناپيدا شد ، و گريه و زارى بسيار كردم و فايده نكرد » . « 1 »
5 . طريق استخاره :
« آن چه مجرّب است اين بنده را ، آن است كه توجّه تام با توسل تام اگر مىكنم و قرآن را مىگشايم آيات مناسب مطلوب مىآيد ، از فعل و ترك ، و به آن عمل مىكنم ، و بعد از توجّه و توسّل به خاطر ندارم كه آن چه گشوده شود كالوحى نباشد .
ابن طاوس عليه الرحمة نقل كرده است روايتى ديگر كه بعد از استخاره با توسّل قرآن را بگشايد ، و لفظ الله كه در صفحه دست راست است بشمارد ، و به عدد آن از دست چپ ورق بشمارد ، مثلًا اگر هفت جلاله داشته باشد هفت ورق مىگرداند ، و از صفحه دست چپ هفت سطر مىشمارد ، و سطر هشتم را ملاحظه مىنمايد .
و اين نحو نيز مجرّب بنده است .
و به نحوى ديگر از شيخ بهاء الدين محمّد طاب ثراه شنيدم كه مىگفت كه استخاره تسبيح را از مشايخ دست به دست داريم تا حضرت صاحب الامر صلوات الله عليه ، كه سه مرتبه صلوات بفرستد ، و به توجّه تسبيح را بگيرد ، و دو دو بشمارد ، و اگر آخرش دو بماند بد است ، و اگر يك بماند خوب است .
و علامه رحمه الله اين استخاره را به كيفيت خاصى از آن حضرت صلوات الله عليه در منهاج الصلاح روايت كرده است .
و مولانا عبد الله رضى الله عنه نيز عملش در استخاره گاهى به قرآن بود ، و صفحه اوّلى دست راست را مىديد ، و گاهى به تسبيح بود .
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 7 ، ص 429 .