تقى الدين كاشانى صاحب تذكره خلاصة الأشعار درباره ملا لوحى مى نويسد :
« غلام به اخلاص و شيعه به اختصاص حضرت شاه اوليا و صفدر اصفياء على بن ابى طالب عليه ، صلوات الله الملك الغالب ، بود و به صدق نيت و صفاى عقيدت ، مدّاحى اهل البيت و ائمه معصومين ، صلوات الله عليهم أجمعين ، مى نمود ، و در اوايل ايام شباب ، به صحبت درويش بلبل مدّاح رسيده ، از كسبى كه داشت فراغت يافت ، و آغاز مداحى و معركه گيرى كرده ، پرتو انوار مداحيش بر صفحات خاطر محبّان و شيعيان همه جا تافت ، و گوش هوش سامعان از شنيدن حكايات و روايات و قصايد و ولايت نامه هاى حضرات ائمه هدى ، به لآلى معجزات و جواهر ولايات ، گرانبار گشت ، و پايه قدر و منزلتش در سلوك طريق مداحى و معركه گيرى و تبحّر در فنون سخن گسترى و روضه خوانى ، از ساير مدح خوانان و معركه بندان بلاد ايران درگذشت . و آن جناب مدّت ممتدّ . . . در دارالمؤمنين كاشان متوطّن بود ، و همه روزه و هر شب جمعه در ميدان عمادى كه مجمع مردم است ، با اولاد و اتباع ، زبان به مدايح و مواعظ و نصايح عباد مى گشود ، و الحق در آن امر ، به ابلغ وجهى و احسن طرزى رايت تفوّق بر اماثل و اقران مى افراشت ، و از ساير طوايف انام و اكابر اهالى ايام ، بهره و فايده تمام مى يافت . بعد از چندگاه . . . به موطن اصلى ، أعنى دارالسلطنه صفاهان رجوع نموده ، باقى ايام حيات در آنجا ساكن گرديد ، تا آن كه در اوايل سنه تسع و ثمانين و تسعمائة ، بعد از آن كه سال عمرش به هشتاد رسيده بود به مرض اسهال درگذشت ، و در بيرون دروازه توپچى ، نزد ياران و قرابتيان خود مدفون گشت .
و حالا فرزند ارشدش ، زبدة المتكلّمين و عمدة المدّاحين ، مولانا خرزانى مدّاح ، كه از شغل پدر به حسب ارث و استحقاق بهره مند است ، و از حيث لطف طبع و حسن كلام و طلاقت لسان و وقوف در فنّ موسيقى و بستن ذكرهاى دلخواه در مقامات دوگاه و سه گاه ، بى شبه و مانند ، در اطراف عراق و آذربايجان و فارس و كرمان هرچندگاه در شهرى به سر مى برد . . . مولانا لوحى قصائد مداحانه و ولايت نامه هاى
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣١٨