تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
ابو بكر گفت : يا رسول اللّه ! قياس كردى مردى را به سه پيغمبر ؛ خوشا حال آن مرد ! آن شخص كيست ؟ حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « نمىشناسى او را ؟ ! » ابو بكر گفت : خدا و پيغمبرش داناترند . فرمود كه : « آن مرد ابو الحسن علىّ بن ابى طالب است . » ابو بكر گفت : به‌به ! خوشا حال توى اى ابو الحسن ! كجا مثل تو به هم رسد ؟ ! 49 و در همان كتاب روايت شده از مرتضى علىّ - عليه السلام - كه فرمود : « به خدا قسم كه فرود نيامد آيه‌اى مگر اينكه من دانستم كه در چه چيز فرود آمده و در كجا فرود آمده . بدرستى كه پروردگار من عنايت فرموده به من دلى فهم‌كننده و زبانى سؤال‌كننده . » 50 و در همان كتاب روايت است از عبد الرحمن سلمى كه گفت : به خدا قسم كه من نديدم قرشىّاى را كه بهتر خواند قرآن را
/ 13 A /
از امير المؤمنين - عليه السلام - . 51 و در همان كتاب روايت شده از ابو البخترى كه گفت : ديدم مرتضى علىّ را - عليه السلام - كه بر منبر كوفه بالا رفت و پوشيده بود مدرعهء رسول خدا را و حمايل كرده شمشير آن حضرت را و منديل آن جناب را بر سر گذاشته و انگشترى او را در انگشت ، بر منبر نشست و باز كرد سينهء مبارك خود را . پس فرمود كه : « بپرسيد از من هرچه خواهيد ، پيش از آنكه مرا نيابيد . بدرستى كه ميان - اضلاع من علم بسيار است . اين سفط علم است ، و اين آب دهان مبارك پيغمبر
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 40 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى