تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
وجعى داشتم كه مىگفتم : بارالها ! اگر اجل من رسيده 326 به خواب رفتم ، ديدم حضرت مصطفى ( ص ) را كه مىفرمود : شكر كرديد 394 به سوى خداى تعالى شكايت مىكنم از گروهى كه مىزىاند در حالتى كه جاهلانند 167 بهشت مشتاق است به چهار كس از امّت من : أنت أوّلهم 233 بهشت مشتاق است به چهار كس از امّت من كه اللّه تعالى ايشان را دوست مىدارد 275 به شما گفتم كه اهل شام فريب مىدهند شما را به بلند كردن قرآن 132 به لغت علىّ بن ابى طالب مرا ملهم ساخت 209 به من خواهند رسيد علىّ و شيعهء او 214 به ياد آورد ايشان را دنيا از مواعظ و عبر ؛ پس قبول نمودند آنها را به انديشه و نظر 150 به ياد دارم آن وقتى را كه اللّه تعالى از ما عهد و پيمان گرفت 314 بيا اى علىّ ! حلال است از براى تو در مسجد آنچه از 241 بياييد مرحبا مرحبا بر شما و بر كسانى كه شما مسمّا به اسم ايشانيد 262 بيرون بريد از دنيا دلهاى خود را به اعراض نمودن از متاع و زخارف آن 142 بيعت گرفت حضرت رسول از ما بر خيرخواهى 363 پدرم فداى اين شهيد باد 356 پدر و مادرم فداى كسى باد كه هرگز به جهت او آرد را نبيختند و از نان گندم سه روز متعاقب سير نخورده 71 پرسيدم از رسول خدا ( ص ) از كلماتى كه فرا گرفت آدم از اللّه تعالى و تلقّى به آن نمود 15 پروردگارا ! جلا ده دل علىّ را و بگردان بهار آن ايمان را 210 پرهيزكاران در دنيا هرچند زياد كند دنيا زينت خود را ، ايشان زياد مىكنند گريز و نفرت خود را 177 پس اگر پديد آيد او را اميد و آرزوى نفس و هوى ، خوار سازد او را طمع 171 پس او به سبب پوشيدگى آن شبهه افتاده است در امور واهيه‌اى كه مانند تار عنكبوت است 164 پس ببينيد كه چگونه جانشينى من خواهيد كرد و فرمودهء مرا به جا خواهيد آورد دربارهء ايشان 169 پس به جهت چه با ايشان جنگ مىكنيم ، نه آخر به جهت نماز مىكنيم 93 پسران تو حسن و حسين از صبح تا حال
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 517 | محمد باقر شهرستانى موسوى / على اوجبى