و هركه بغض او داشته باشد ، بغض مرا داشته ؛ و هركه او را خواهد ، مرا خواسته ؛ و هركه با او مكر كند ، با من مكر كرده ؛ و هركه او را يارى كند ، مرا يارى كرده .
اى گروه مردم ! بشنويد آنچه من امر مىكنم شما را و اطاعت كنيد . بدرستى كه مىترسانم شما را از عذاب خدا روزى كه بيابد هر شخص آنچه كرده از نيكى حاضر و آنچه كرده از معصيت و بدى . آرزو كند ميان او و معصيت امد بعيدى و راه دورى مىبود كه هرگز به او نمىرسيد ؛ و مىترساند اللّه تعالى شما را از خود و نافرمانى خود . »
پس دست حضرت امير المؤمنين را گرفته ، فرمود كه : « اى گروه مردمان ! اين « 1 » مولاى مؤمنان است ؛ و حجّت خدا بر همهء عالميان ؛ و جهادكننده با كافران است .
بار خدايا ! بدرستى كه من رسانيدم آنچه تو فرموده بودى ؛ و ايشان بندگان تواند ؛ و تو قادرى بر اصلاح ايشان . پس اصلاح كن حال ايشان را به رحمت خود اى « 2 » رحمكنندهترين رحمكنندگان !
طلب آمرزش مىكنم از اللّه تعالى به جهت خود و شما . »
پس از منبر فرود آمدند . جبرئيل - عليه السلام - آمد و گفت كه : خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد كه مزد نيكو دهد تو را اللّه تعالى بر تبليغ رسالت . بدرستى كه رسانيدى پيغامهاى پروردگار خود را ؛ و نصيحت نمودى مردم و امّت خود را ؛ و راضى نمودى مؤمنان را ؛ و بر خاك ماليدى بينى كافران را .
يا محمّد ! بدرستى كه پسر عمّ تو ابتلا كرده مىشود به مردم و مردم به او . يا
هامش
( 1 ) . س : اى .
( 2 ) . س : اين .