« نمىرساند اين « 1 » آيات را به مكّه از جانب من غير از من كسى مگر علىّ ؟ »
همه گفتند : « اللّهمّ ! لا . »
و ديگر فرمود كه : « قسم مىدهم شما را كه در ميان شما كسى هست كه حضرت به او فرموده باشد كه : « دوست نمىدارد تو را مگر مؤمن و دشمن نمىدارد تو را مگر منافق » غير از من ؟ »
همگى گفتند : « اللّهمّ ! لا . »
فرمود كه : « قسم مىدهم شما را به خدا كه آيا مىدانيد كه امر كرد حضرت رسول به سدّ ابواب خانهها از مسجد ، مگر در خانهء من و شما در اين باب حرفها گفتيد ، حضرت رسول فرمودند كه : « من براى خود در خانههاى شما را نبستم و در خانهء او را نگشادم ، بلكه اللّه تعالى چنين فرمود » ؟ »
همه گفتند : « اللّهمّ ! بلى » ( يعنى : « خدا مىداند كه چنين است . )
فرمود كه : « قسم مىدهم شما را كه آيا نمىدانيد كه در روز طائف ، حضرت رسول با من راز مىگفت نه با ديگرى و چون راز گفتن ما
/ 130 A /
به طول انجاميد ، شما در اين باب سخن گفتيد ، فرمودند : « من راز نگفتم ، اللّه تعالى با او راز گفت » ؟ »
همه گفتند : « اللّهمّ ! بلى . »
فرمود كه : « قسم مىدهم شما را به خدا كه آيا مىدانيد كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « حقّ با علىّ است و علىّ با حقّ است و مىگردد حقّ با هر چيزى هر روشى كه علىّ با او مىگردد » ؟ »
هامش
( 1 ) . س : اى .