تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
روايت كرده از يزيد بن عبد الملك نوفلى از پدرش از جدّش كه گفت : حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - فرمود كه : به نزد فاطمه ، دختر رسول خدا رفتم . پس سبقت كرد بر من به سلام و گفت : پدرم فرمود - و اينك آن حضرت است - كه : « هركه بر من و علىّ سلام كند سه روز ، واجب مىشود از براى او بهشت . » پرسيدم كه : « اين در حيات تو و آن حضرت است يا بعد از وفات تو و او ؟ » فرمود كه : « در حيات و بعد از وفات . » 378 و چون نازل شد آيهء كريمهء
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً
( يعنى : « مگردانيد خواندن پيغمبر را در ميان خود ، مثل خواندن بعضى از خود بعضى دگر را . » ) حضرت فاطمه مىفرمود كه : « ترسيدم كه بعد از آن خطاب كنم به آن حضرت كه « اى پدر ! » مىگفتم : « يا رسول اللّه ! » آن حضرت روى مبارك به من كرد و فرمود كه : « اى « 1 » دخترك من ! اين « 2 » آيه دربارهء تو و اهل بيت تو نازل نشده . تو از منى و من از توام . اين آيه در شأن اهل نخوت و تكبّر و جفا نازل شده . تو در وقتى كه خطاب به من خواهى بكنى بگو « يا ابتا ! » ( يعنى : « اى پدر من ! » ) كه اين لفظ دوست‌تر است به دل من و راضىتر است خداى تعالى به آن . » پس پيشانى مرا بوسيد و آب دهان مبارك خود را بر من ماليد . بعد از آن محتاج به استعمال بوى خوش نشدم هرگز . » 379
هامش
( 1 ) . س : اين . ( 2 ) . س : آى .