مىآيد و مىخواهد كه از صراط بگذرد . » 374
و روايت شده از ابن عبّاس كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بسيار مىبوسيد حضرت فاطمه را ؛ و مىفرمود كه : « جبرئيل شبى كه مرا به معراج برد ، داخل بهشت كرد و از همهء ميوههاى بهشت به من خورانيد . پس از آن ميوهها آبى در صلب من به هم رسيد و چون به زمين آمدم ، با خديجه مقاربت كردم . به فاطمه حامله شد . پس هرگاه مشتاق آن ميوهها مىشوم ، فاطمه را مىبوسم و مىشنوم بوى آن ميوهها را از او . » 375
روايت كرده از عايشه كه حضرت رسول بيمار شدند . حضرت فاطمه آمد و بر روى آن حضرت افتاد . حضرت با او رازى گفت . او گريان شده ، بار ديگر بر روى آن حضرت افتاد و رازى گفت . او خندان شد . چون حضرت وفات كرد ، از سبب اينها پرسيدم ؟ فرمود كه : « مرا خبر داد كه در اين بيمارى رحلت خواهم نمود . گريان شدم . پس بعد از آن خبر داد كه من زودتر از همهء اهل بيت به آن حضرت ملحق خواهم شد ؛ و من سيّدهء زنان اهل بهشتم مگر مريم دختر عمران .
من خندان شدم . » 376
روايت كرده از انس بن مالك كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « بس است تو را از زنان عالم چهار زن :
- مريم بنت عمران
- آسيه بنت مزاحم ، زوجهء
/ 112 A /
فرعون
- خديجه بنت خويلد ، زن پيغمبر آخر الزمان
- فاطمه دختر محمّد ، رسول ملك منّان . » 377