كه : « علىّ منّى مثل رأسى من بدنى » 330 ( يعنى : « علىّ از من به منزلهء سر من است از بدن من . » )
و ايضا از ابن عبّاس روايت شده همين حديث به اندك اختلافى در لفظ چه به جاى لفظ « مثل » از « مثل رأسى » كاف تشبيه و « كرأسى » وارد شده . 331
و از حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - روايت شده كه فرمود : شنيدم از رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كه فرمود : « حقّ علىّ بر مسلمانان ، مثل حقّ پدران است بر فرزندان - سلام اللّه عليه - . » 332
بحث شانزدهم در حديث سطل است
روايت كرده خوارزمى به اسانيد خود تا آنكه منتهى شده به انس بن مالك كه گفت : شنيدم از حضرت رسول كه فرمود به ابو بكر و عمر كه : « برويد به خدمت مرتضى علىّ تا خبر دهد شما را به آنچه از براى او واقع شده ديشب و من هم از عقب شما مىآيم . »
انس گفت كه : ايشان رفتند و من
/ 100 B /
به رفاقت ايشان رفتم . پس ابو بكر و عمر چون به منزل آن حضرت رسيدند ، رخصت خواستند كه به خدمت آن حضرت بروند . آن سيّد خود از منزل مطهّر بيرون آمد به نزد ايشان و فرمود كه :
« يا ابا بكر ! چه حادثه واقع شده و سانحه روى نموده ؟ ! »
ابو بكر گفت كه : حادثه نيست ، مگر خير و خوبى .
و گفت كه : حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - مرا و عمر را امر فرمود كه به خدمت