تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
فرمود كه : « به لغت علىّ بن ابى طالب مرا ملهم ساخت . سؤال كردم كه پروردگارا تو خطاب فرمودى با من يا علىّ بن ابى طالب ؟ » پس خطاب الهى رسيد كه : « من خطاب فرمودم به تو يا احمد ! من مشابه و مماثل ندارم و قياس نمىتوان كرد مرا به نوع ناس و وصف نمىتوان كرد مرا به مشابهت خلق و خلق كردم تو را از نور خود و علىّ را از نور تو . پس مطّلع شدم بر سراير قلب تو و نيافتم كسى را دوست‌تر از علىّ بن ابى طالب به قلب تو . پس خطاب كردم به تو به لسان علىّ تا آنكه مطمئن شود قلب و دل تو . » 254 و در كتاب كفاية الطالب - تصنيف حافظ ابو عبد اللّه شافعى - به اسناد خود روايت كرده از ابو برده كه گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود كه : « اللّه تعالى عهد كرد با من دربارهء علىّ . پس گفتم : يا ربّ ! بيان فرماى آن عهد را براى من . » خطاب الهى در رسيد كه : « إسمع يا أحمد ! ( يعنى بشنو يا محمّد ! ) بدرستى كه علىّ ، علم و نشانهء هدايت است و پيشواى اوليا است و نور و روشنى است از براى كسى كه اطاعت كند مرا و كلمه‌اى است كه لازم گردانيده‌ام اطاعت او را بر متقّين . كسى كه او را دوست دارد ، مرا دوست داشته و هركه او را دشمن دارد ، مرا دشمن داشته . پس بشارت ده او را به آنچه فرمودم . » پس امير المؤمنين به خدمت حضرت رسول آمده ، آن سيّد او را بشارت داد به اين خطاب . آن حضرت - عليه السلام - در جواب فرمود كه : « من بندهء خدايم و ناصيهء اختيار من به قبضهء قدرت اوست - يعنى ذليلم نزد او - مطيع اويم . اگر عذاب كند مرا ، پس به گناهان من خواهد بود كه مستوجب اين عذاب شده‌ام ؛ و