از اجسام امرى است ممكن و جميع ممكنات مقدور اللّه تعالى است . پس ايجاد حروف مسموعه در جسمى از اجسام مقدور اللّه تعالى باشد .
و از مذهب حنابله و كرّاميه لازم مىآيد كه ذات واجب تعالى محلّ حوادث باشد . از براى آنكه صوت عرض است و باقى نيست ؛ و اين نيز باطل است ، چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد كه اللّه تعالى محلّ حوادث نيست .
و تفسير اشاعره نيز معقول نيست ، چنانچه مصنّف - قدّس اللّه سرّه - مىفرمايد :
و تفسير الأشاعرة غير معقول .
از براى آنكه از سه حال بيرون نيست : يا كلام ، علم به چيزى است كه اراده كرده شده است « 1 » آن چيز ؛ يا ارادهاى است ، آن نوع اراده و « 2 » حالت مثلا نيست كه تقاضا مىكند ترجيح عبارتى بر عبارتى ديگر را « 3 » ؛ يا قصد است به تلفّظ ؛ يا غير اين سه قسم است .
اگر يكى از اين سه امر است ، غيرمعقول است كه اين را كلام گويند ؛ و اگر كلامى غير اين سه امر است ، آن نيز غيرمعقول است ؛ از جهت آنكه غير اين سه امر متصوّر نيست ؛ و چيزى كه متصوّر نباشد ، معقول نيست اثبات آن چيز ؛ و حال آنكه كلام اللّه تعالى مسموع است به دليل قول اللّه تعالى :
حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
« 4 » و امر نفسانى مسموع نيست ؛ و اين بديهى است . پس نيست شىءاى از كلام اللّه تعالى نفسانى .
پس تفسير كلام اللّه به امر نفسانى غيرمعقول است ؛ و اين است مطلوب .
تنبيه « 5 » : بدانكه تقديم آنكه اللّه تعالى متكلّم است بر سادس كه اللّه تعالى قديم است بديهى است ؛ و اين ظاهر مىشود به ادنى تأمّلى ؛ پس تأمّل كن .
هامش
( 1 ) . س : + اگر .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . س : - را .
( 4 ) . « تا بشنود سخن خداى را » توبه / 6 .
( 5 ) . س : الثامنة .