اوّلا ، اولى نيست ؛ پس تأمّل كن .
[ چهارم اراده واجب تعالى ]
الرابعة : أنّه تعالى « 1 » مريد و « 2 » كاره ؛ لأنّ تخصيص الأفعال « 3 » بإيجادها فى وقت دون وقت آخر لا بدّ من « 4 » مخصّص .
چهارم از صفات ثبوتى آن است كه اللّه تعالى مريد و كاره است . از براى آنكه تخصيص افعال كه متعلّق است به ممكنات - مثل صور و اشكال - به ايجاد افعال در وقتى دون وقتى ديگر با مساوى بودن افعال در احوال نسبت به فاعل و قابل ، « 5 » ناچار است از مخصّصى ؛ جهت ايجاد شىء در وقتى دون وقتى ؛ از براى آنكه ممتنع است تخصيص بدون مخصّص و ممتنع است احتياج اللّه در فاعليت به امر خارجى . پس ناچار است از صفتى كه عين ذات باشد و آن صفت اراده است ، چنانچه مصنّف گفته : « هى « 6 » الإرادة » .
مخفى نماند كه جمهور اختلاف كردهاند در آنكه اراده عين داعى است يا صفتى است مغاير علم و قدرت :
اشاعره بر آن رفتهاند كه اراده صفتى است كه مغاير علم و قدرت و ساير صفات است .
و جماعتى از معتزله برآنند كه اراده علم با نفع است .
و محقّق طوسى - قدّس اللّه سرّه - فرمودهاند كه اراده نيست امرى ديگر سواى داعى ؛ يعنى اراده صفت زايد بر ذات نيست ، بلكه عين ذات است ؛ يعنى علم با نفع كه آن را داعى گويند .
و صفات [ 10 ] ثبوتى عين ذات واجب الوجود است ، نه زايد بر ذات ، چنانچه
هامش
( 1 ) . س : - أنّه تعالى .
( 2 ) . س : - و .
( 3 ) . س : للأفعال .
( 4 ) . س : - من .
( 5 ) . س : - نسبت به فاعل و قابل .
( 6 ) . س : هو .