وى در ذيل آية 251 « 1 » سوره بقره مىنويسد :
هذه الآية تدلّ على فساد قول المجبّرة أنّه ليس للّه - تعالى - على الكافر نعم ، لأنّه - تعالى - قال :
لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ
عمّ الجميع بالنعمة .
اشعرى مىنويسد : أهل سنّت معتقدند ، خداوند مؤمنان را براي أطاعت خود موفّق داشته وكافران را خوار كرده است . خداوند به مؤمنان لطف كرده ونظر نموده واصلاح وهدايتشان كرده است ، به كافران لطف نكرده واصلاح وهدايتشان ننموده است زيرا اگر آنان را اصلاح نموده بود از صالحان بودند واگر هدايتشان كرده بود از هدايت يافتگان بودند . « 2 »
شارح المقاصد در مبناى اين عقيدة مىنويسد : مبناى آن اين است كه قدرت همراه با فعل است ونسبت آن به دو طرف ( انجام وترك ) يكسان نيست ، زيرا كسى كه توفيق شامل حال أو شده است گناه نمىكند چون قدرت بر معصيت ندارد وبالعكس كسى كه خوار شده است ، أطاعت نمىكند چون قدرت بر طاعت ندارد . « 3 »
متعلّق ارادهء الهى
علّامه در مواردى نيز به بطلان عقيدة اشاعره درباره متعلّق اراده الهى اشاره كرده است .
وى در ذيل آية 108 « 4 » سوره آل عمران مىنويسد :
نفى اللّه - تعالى - إرادة الظلم وقالت السنّة : إنّ اللّه - تعالى - أراده وإلّا لما وقع .
وى همچنين در ذيل آية 251 سوره بقره مىنويسد :
هامش
( 1 ) .وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ .واگر خدا بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نمىكرد ، زمين تباه مىشد ولى خدا بر جهانيان فضل وكرم خويش را ارزانى مىدارد .
( 2 ) . مقالات الاسلاميين ، ص 321 .
( 3 ) . شرح المقاصد ، ج 4 ، صص 312 - 313 . لازم به تذكر است لطف وتوفيق از ديدگاه معتزله واماميه ، معنايى متفاوت با نظر اشاعره دارد . رك : منهاج اليقين ، صص 252 - 254 : شرح الأصول الخمسة ، صص 518 - 525 .
( 4 ) .وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعالَمِينَ .وخدا به مردم جهان ستم روا نمىدارد .