هنگام مرگ سيد بر بالين او حاضر بودم . نوادهء بزرگ سيد حاج آقا رضا طباطبايى ( مؤلف كتاب « بزم ايران » ) برخاست و به سيد عرض كرد : شما احفادى از ذكور و اناث داريد كه پدران آنها در زمان حيات خودتان فوت كرده و بعد از شما طبعا بىسرپرست خواهند ماند . چيزى براى اين احفاد معيّن كنيد كه پس از شما محتاج به ديگران نشوند و با فراغت خاطر ، به درس و بحث خود ادامه دهند . مرحوم سيد با ضعف شديدى كه داشتند خطاب به نوادهء خود فرمودند :
- احفاد من بعد از فوتم از دو حال خارج نيستند : يا متدين مىمانند و يا از طريق تدين خارج مىشوند . اگر متدين باقى بمانند خداوند كفيل رزق و روزى آنها است و آنها را در شدت عسر نمىگذارد . اگر هم از طريق تدين خارج شوند چگونه من از مالى كه تعلق به من ندارد به آنها كمك كنم ؟
روى همين اصل چيزى براى احفاد و فرزندان خود از سهم امام تعيين نكردند و آنها را به خداوند بزرگ سپردند .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 691
مساهمون: على ابو الحسنى ( منذر )
ص٦٩١