عشار - محضر شريف وكيل والى ولايت بصره دام اجلاله .
تلگراف شما رسيد و ما هم به جناب شيخ خزعل خان و جميع عشايرى كه در آن حدود ساكن هستند تلگراف نموده و بيان نمودم كه واجب است بر آنها كه تمام اهتمام و سعى را در حفظ بيضهء اسلام و مدافعهء كفار و اعداء دين داشته باشند و به هرنحوى كه متمكن و قادرند اين واجب دينى را بجا آورند و از خداوند متعال مسئلت مىنمايم كه شما را به نصر عزيز و فتح قريب ، مؤيّد بدارد .
محمد كاظم الطباطبائى . « 1 »
عمل به فتاوى جهاديهء سيد و ديگر مراجع وقت ، پيدا است كه با منافع سياسى خزعل ، و خصوصا با دادوستدهاى مخفيانهء وى با انگليسىها ، سازگار نبود . لذا وى عملا بهايى به آنها نداد ، بلكه از كارشكنى در كار رزمندگان نيز دريغ نكرد ( و مخصوصا با دادن راپورت تحركات قشون عثمانى به دوستان انگليسى خود ، زمينه را براى فتح بندر استراتژيك بصره توسط ارتش بريتانيا فراهم ساخت ) « 2 » ، و البته سيد محمد ( پيشواى مجاهدين ، و فرزند سيد ) نيز برخورد لازم را با وى انجام داد .
حجة الاسلام حاج سيد اسماعيل دشتى ( شاگرد سيد ) نقل مىكند كه در خدمت آيت اللّه سيد محمد يزدى بودم . زمانى كه عازم جنگ بوديم و تصميم داشتيم از سمت خوزستان ، در دهانهء دريا ( مشهور به فو ) جلوى پيشرفت لشكريان انگليس را بگيريم ، شيخ خزعل مانع انجام برنامهء ما گرديد . . . چون مرحوم سيد اين جريان را شنيد فتوا داد كه حصن را بشكنيد . حصن را در يك حملهء ماهرانه شكستيم و به پيش رفتيم و دشمن را محاصره كرديم . دشمن كه همان انگليسىها بودند در جاى حساسى سنگر گرفته بودند .
لشكريان اسلام نيز شب را در آن نزديكى بيتوته كردند . يك دفعه از طرف دشمن صداى توپ شنيده شد . اين واقعه در همان شب ، حدود اذان صبح رخ داد . آيت اللّه سيد محمد شيوخ عرب را جمع كرد و فرمود : ما براى جهاد آمدهايم . يا اللّه ، بايد شروع به جنگ كرد ؛ يا بايد دشمن را شكست داد و يا بايد كشته شد ! وقتى لشكريان اسلام ديدند رهبرشان چنين دستور مىدهد ، به سوى دشمن حمله بردند . در اين حمله ، مجاهدين مسلمان
هامش
( 1 ) . همان : ص 82 .
( 2 ) . براى مواضع خزعل در جنگ جهانى اول ، و قول و قرارهاى ميان او و انگليسىها ، ر . ك ، شيخ خزعل و جنگ جهانى اول ، ويليام تئودور سترانگ ، ترجمهء صفاء الدين تبرّائيان ، مندرج در : تاريخ معاصر ايران ، سال 9 ، ش 34 ، تابستان 1384 ، صص 5 - 60 .