در ميان طرفين از بابت شبهاتى كه شياطين انداختهاند باقىمانده است ، دارم اميد كه آن هم ز ميان برخيزد .
اين ايام ، دو طغرا مكتوب از نجفاشرف وارد قصبهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام شده ، چون هردو مبشّر و از شواهد مطلب مزبور است ، هردو را بعبارتهما به طبع رسانيده انتشار مىدهد كه مايهء مزيد مسرّت مسلمين ايّدهم اللّه بشود . عين مرسولتين « 1 » هم حاضر است ، هركس بخواهد مىتواند رؤيت نمود .
پاكت اول به تاريخ غرّهء جمادى الثانيه [ 1325 ] است از طرف جناب مستطاب شريعت مآب عماد العلماء الاعلام و سيد الفقهاء الفخام آقاى آقا شيخ عبد الحسين يزدى به جناب مستطاب ملاذ الانام شريعتمدار آقاى آقا سيد احمد طباطبائى سلمه اللّه تعالى ، نجل زكىّ حضرت مستطاب حجة الاسلام آيت اللّه فى الانام آقا سيد محمد كاظم يزدى طباطبائى مدّ ظلّه العالى .
به عرض مىرساند : اميد كه خداوند وجود مبارك جنابعالى را از جميع آلام و اسقام « 2 » ، مصون و محروس بدارد . تلوا فى الجمله « 3 » شرح بعض وقايع را به عرض مىرسانم . حضرات مفسدين آن حدود « 4 » خواستند تلگراف مساعد با اغراض خبيثهء خود كه فى الحقيقة هدم اسلام و پايمالكردن كلمهء طيبهء ( لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود ، از حضرت مستطاب حجة الاسلام و آيت اللّه فى الانام ، حضرت آقا ، بگيرند ، امتناع شديد مىفرمودند . لذا مفسدين در مقام صدمه و اذيت آن وجود مبارك برآمدند ؛ حتى تهديد به قتل [ نموده ] و صورتى كه مشتمل بر اين معنى و دو شكل شش لول بر آن كشيدند ، نوشتند و بر درهاى صحن مقدس چسبانيدند .
اهل نجف از عرب و عجم كه اين معنى را ديدند ، از بطلان اين امر و اغراض مفسدين ، مطلع شدند ، به كلمهء واحده آنها را لعن كردند و اين معنى ، موجب آن شد متديّنين و مقدّسين و علماء و اهل علم ، متمكن از بدگويى و انكار اين امر مشئوم شدند و به حمد اللّه اهل حق ، قوّتى گرفتند و لا ينقطع « 5 » شيوخ اعراب و علماء ايشان ، از حضرت آقا و اصحاب ايشان سؤال از مرتكبين اين امر شنيع مىنمودند كه آنها را به مجازات خود برسانند و تلف كنند ؛ از خود حضرت آقا ، جوابى به غير آنكه : به خدا واگذاشتم و احدى
هامش
( 1 ) . نامههاى ارسالى .
( 2 ) . بيماريها .
( 3 ) . در ادامه ، به نحو اجمال .
( 4 ) . اشاره به مشروطهخواهان تندرو مقيم نجف .
( 5 ) . پيوسته .