« تأخير » ( و احيانا به صورت نوشداروى پس از مرگ سهراب ! ) و يا به « شكلى موهن » در اختيار وى قرار مىدهيم و درنتيجه ، با آنكه به وى كمك كردهايم ، ناخواسته يا ندانسته او را در رنج و زحمت افكنده و آزار دادهايم .
تأكيد اسلام بر « صدقهء سر » ( كمك پنهان ) و سيرهء عترت طاهره عليهم السّلام در به دوش كشيدن نان و خرماى فقيران و يتيمان و بردن آن ( شخصا و در تاريكى شب ) به در خانهء ايشان ، از همينرو است ، و البته مىتوان كمك به نيازمندان را - چنان كه در زمان ما بعضا مرسوم است - در روز روشن ، و احيانا با ايجاد صفى دراز و چشمگير از نيازمندان ، انجام داد و چه بسا در ميانهء ازدحام ، از سر خستگى ، به آنان پرخاشى نيز كرد و سركوفتى نيز زد . . .
نوشتهء سيد در فوق ، حاوى نكات دقيق و مصالح ظريفى است كه جا دارد همچون ديگر آثار ايشان ، به ديدهء حكمت و عبرت در آن نظر شود .
* اهتمام به حفظ شئون خاندانهاى خدمتگزار و كهن
يكى از اصول سياستهاى شيطانى استعمارگران ، سرنگونى و نابودى افراد منتسب به خاندانهاى اصيل و خدمتگزار ، و بركشيدن و مسلط ساختن عناصر بىريشه و اصل و نسب بر جامعه است . چنان كه متقابلا يكى از سيرههاى نيك و شايستهء عالمان دين ، حرمت به خاندانهاى كهن خدمتگزار ، و حفظ آنها از انحراف و فروپاشى است . دليل اين امر هم روشن است : بيوتات عريق و ريشهدار ، بهطور طبيعى ، حامل مواريث ارزشمند علمى و اخلاقى گذشته بوده و نسبت به ديگران ، بويژه نوكيسگان ، توان بالقوّه و بالفعل بيشترى براى خدمت به اجتماع و پاسدارى از اصالتهاى آن دارند ، و به همين ميزان نيز ، سختتر و ديرتر از ديگران ، حاضر به خيانت به سرزمين آباواجدادى خويشاند ( در اين مسئله ، على الاصول ، فرق چندانى نيز ميان شهرنشينان با روستانشينان اصيل و پدر و مادردار وجود ندارد . افراد بهرهمند از اصالت و نجابت خانوادگى ، نسبت بيشتر و مستحكمترى با اصالتها و ارزشهاى اخلاقى و معنوى دارند و در حفظ آنها كوشاترند ) . طبعا استعمار ، كه نابودى « اصالتها » و شكستن « ساختارها و هنجارها » را در رأس اهداف شيطانى خويش قرار داده است ، مىكوشد افراد اصيل و خانوادهدار را كنار زده و عناصر بىبتّه و نوكيسهاى را به جاى آنها برگمارد كه حاضرند براى رشد قارچگونهء خويش ، دست به هركارى بزنند . . .