تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
گل گذاشته بودند . پرسيدم اين چيست ؟ گفتند : ما در اينجا با مزار حضرت مسلم و حضرت عباس ( عليهما السّلام ) فاصلهء زيادى داريم و نمىتوانيم براى سوگند دادن افراد در موارد اختلاف و دعوا ، به اين مكانهاى مقدس برويم . « 1 » يك روز آقا سيد محمد كاظم يزدى در كوفه راه مىرفت ، هوا بارانى و زمين مرطوب بود . اين ، گل كه مىبينيد ، گل زير پاى او است . آن را برداشته در زنبيل ريخته و به اينجا آورده‌ايم تا هروقت لازم باشد به جاى حضرت مسلم و حضرت عباس عليهما السّلام ، افراد را به آن قسم بدهيم ! علامه سيد محسن امين تصريح مىكند كه در كشاكش مشروطيت ، عامّهء مردم عراق و شهرهاى آن ، با يزدى بودند . « 2 » و به نوشتهء همو و نيز مؤلف احسن الوديعة : صاحب عروه در صحن شريف حضرت امير عليه السّلام نماز مىگزارد و جمعى انبوه به او اقتدا مىكردند . « 3 » اين علاقه و محبوبيت عميق و گسترده ، در جاىجاى حيات سيد ، خود را نيك نشان داده است : از جمله ، در بحبوحهء مشروطهء اول ، كه برخى از عناصر تندرو مشروطه ، قصد جان سيد را كردند و خبر آن در بيرون نشر يافت ، و نيز در سالهاى نخستين جنگ جهانى اول ، كه فتاوى سيد ، انبوه عشاير شيعهء دجله و فرات را به مصاف با قواى انگليس كشانيد و حماسه‌ها آفريد . . . و شرح آنها در آينده ، بخش مربوط به حوادث مشروطه و جنگ جهانگير خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . اين‌جانب راقم سطور به حاج سيد عبد العزيز طباطبايى عرض كردم : در كوفه ظاهرا رسم است كه به هنگام دعوا ميان دو نفر ، شخص منكر را به حرم حضرت مسلم عليه السّلام مىبرند و قسم مىدهند . اگر حق با او نباشد از ورود به حرم جهت قسم ، امتناع مىكند و در غير اين صورت ، چنان كه خشك‌سرى نشان داده و وارد حرم گردد ، موارد زيادى رخ داده كه به محض ورود به حرم ، به خون‌دماغ عجيبى افتاده و دروغگويىاش فاش شده است . جناب حاج سيد عبد العزيز ، ضمن تصديق اين مطلب ، فرمودند : من خود روزى با ماشين به كوفه مىرفتم و داخل ماشين عده‌اى حضور داشتند كه در ميان آنها فردى بود كه كس ديگر مدّعى بود از وى مبلغى پول طلب دارد و آن فرد بالكل منكر بود . لاجرم فرد متهم را به كوفه مىبردند تا اگر راست مىگويد قسم بخورد ، و او در طول راه سماجت مىكرد و پيوسته قسم مىخورد كه نه ، چيزى از من طلبكار نيست و حالا برويم معلوم مىشود . . . اما آرام‌آرام كه به كوفه نزديك شديم از سرسختى و سماجت متهم كم و كمتر شد تا اينكه كاملا نرم شد و به دست‌وپا افتاد و نهايتا پيش از رسيدن به كوفه ، به حقيقت اعتراف كرد ! ( 2 ) . اعيان الشيعة ، 46 / 207 : و كان عامّة اهل العراق و سوادهم مع اليزدى . ( 3 ) . احسن الوديعة ، 1 / 188 ؛ اعيان الشيعة ، 46 / 206 . عبارت علامه امين در مأخذ اخير چنين است : و كان يصلّى جماعة فى الصحن الشريف و يأتمّ به الخلق الكثير .
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى ' صاحب عروة '" ( فارسى ) " — صفحة 172 | على ابو الحسنى ( منذر )