به كمك وى شتافته و هواى او را بيشاز ديگران داشتند ، و اين سخن او است كه استمرار احسان به افراد ، مايهء كثرت ياران آدمى مىگردد ، و اساسا تسخير ( دلهاى ) خلق ، جز به حسن اخلاق ، ممكن نيست :
* ادرار الاحسان اكثار الاعوان
* تسخير الخلق بحسن الخلق .
محققين تصريح دارند كه : « جناب ايشان قلبا مردم را دوست مىداشت و متقابلا مردم نيز او را دوست داشته و به او عشق مىورزيدند و مردم نجف او را پدر مىخواندند و اعراب صحرانشين از خاك پاى او برداشته و در كيسه مىكردند و به چادر خود برده و به هنگام سوگند خوردن مىگفتند : بحقّ تراب اقدام السيد » . « 1 »
اعظام الوزاره ( از فعالان صدر مشروطهء تهران ) كه در جريان جنگ جهانى اول در نجف با سيد ديدار داشته ، با اشاره بهسادگى و سادهزيستى سيد ، مىنويسد : « يك چنين شخصيتى به قدرى در اعراب و قبايل صحرانشين صاحب نفوذ [ است ] و قدرت دارد كه در عصر خود - چه قبل و چه بعد - چنين قدرتى ديده و گفته نمىشود ، بلكه از زمان مرحوم آيت اللّه شيرازى بزرگ در [ ماجراى ] رژى تنباكو و توتون ، مانند ايشان از مجتهدين و مراجع تقليد كسى نيامده . آخوند ملا كاظم خراسانى به واسطهء اقدام در مشروطيت شاخصيّت پيدا كردند و از نقطهء نظر طرفيّت با شاه و همراهى با آزادى خواهان اشتهار پيدا كردند ولى آن معنويت را نداشتند كه آيت اللّه يزدى دارا بودند . . . » . « 2 »
مرحوم حاج سيد عبد العزيز طباطبايى مىفرمود : اكثريت مرجعيت ، مال مرحوم سيد بود ، و حتى بعضى از اعراب ، به جاى سيد محمد كاظم « يزدى » ، به او سيد محمد كاظم « ازدى » مىگفتند كه نام طايفهء بزرگى از اعراب است . يعنى ، او اساسا عرب است و از ما است !
ايشان افزود : استاد ما ، مرحوم حاج شيخ مجتبى لنكرانى ، داستان عجيبى نقل مىكرد كه خود شاهد آن بود :
روزى در ميان اعراب باديهنشين اطراف كوفه ، خيمهاى ديدم كه درون آن ، يك زنبيل
هامش
( 1 ) . يعنى ، قسم به حق خاك قدمهاى سيد ( مجلهء نور علم ، دورهء دوم ، ش 3 ، ارديبهشت 1365 ، ص 84 ؛ اختران تابناك . . . ، شيخ ذبيح اللّه محلاتى ، 1 / 389 ) .
( 2 ) . خاطرات من . . . ، حسن اعظام قدسى ( اعظام الوزاره ) ، 1 / 467 - 468 .