تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4605

مساهمون:

ص٤٦٠٥
مصداق لبن درّ است . ابن زهره در غنيه هم مىگويد : « لبن ولادت » معتبر است نه لبن درّ ، به اجماع طائفه و همينطور در خلاف و در سرائر هم مىگويد : « لبن ولادت » در نزهه هم « لبن الفحل » را معتبر دانسته ، در مقابل لبن درّ . در اصباح « لبن المرضعه » و يحيى بن سعيد در جامع هم « لبن مرضعه » تعبير كرده است . در بين متأخرين هم محقق ثانى در جامع المقاصد و صاحب مدارك در نهاية المرام ولادت را معتبر دانسته‌اند . صاحب وسائل نيز از ظاهر عنوانى كه براى باب قرار داده اين مطلب استفاده مىشود . كاشف اللثام هم متمايل شده به اعتبار ولادت و در حدائق و رياض و مستند و جواهر نيز همين قول مشهور را اختيار كرده‌اند . بنا بر اين ، گذشته از دعوى اجماع بر اعتبار ولادت ، اين قول از شهرت بسيار قوى برخوردار است .

2 ) بررسى روايات مسأله :

صاحب حدائق براى اثبات اعتبار ولادت به چهار روايت نيز استدلال كرده است كه بعضى از آنها صحيح السند است .

روايت اول : صحيحهء بريد العجلى

« 1 » : « كل امرأةٍ أرضعت من لبن فحلها ولد امرأةٍ اخرى من جارية او غلام فذلك الرضاع الذي قال رسول الله صلى الله عليه و آله يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب » البته استدلال به اين روايت تمام نيست ، چون در روايت لبن المولود يا مثل آن تعبير نشده ، بلكه لبن الفحل تعبير شده و لبن الفحل يعنى شيرى كه به واسطه مباشرت فحل ايجاد شده است و اين ملازمه ندارد با اينكه بچه هم به دنيا آمده باشد .

روايت دوم : روايت يونس بن يعقوب

« عن امرأةٍ درّ لبنها لغير ولادةٍ فأرضعت جاريه و غلاماً بذلك اللّبن هل يحرم بذلك اللبن ما يحرم من الرضاع ؟ قال : لا » اشكالى در دلالت اين روايت نيست ، چون معيار را ولادت بچه قرار داده است و
هامش
( 1 ) - باب چهارم در جامع الاحاديث ، ح 1 ( 1284 )
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4605 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز