أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
[ بقره / 232 ] ، مفسرين مراد از
« فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ »
را اشراف به اجل دانستهاند ، به عنوان تنظير اين عبارت را ذكر مىكنيم كه در محاورات عرفى در مورد كسى كه هنوز نمرده ولى مرگش نزديك است مىگويند :
مرگش فرا رسيده است يا اجلش رسيده است ، مفسّرين
« فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ »
را هم به همين معنا گرفتهاند و گفتهاند كه اين آيه ناظر به نهى از رسم جاهلى است كه براى آزار زن در اواخر زمان عده رجوع مىكردهاند ، مرحوم آقاى خويى مىفرمايد كه مراد از بلوغ اجل ، تمام شدن اجل مىباشد ، بنابراين زنان از عده خارج شدهاند ، لذا مراد از
« فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ »
اين است كه با ازدواج مجدّد ، زن را به حباله زوجيت خود درآورد ، در مقابل
« سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ »
كه زن را رها مىكند تا با هر كس كه خواست ازدواج كند .
5 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى « قدس سرّه » :
در اين معنايى كه مرحوم آقاى خويى مطرح ساختهاند اين اشكال وجود دارد كه تفسير امساك به ازدواج مجدّد صحيح به نظر نمىآيد ، چون در مورد كسى كه در حباله زوجيت باشد يا در حال عده باشد و هنوز يك نحوه علقهاى بين آن دو برقرار باشد مىتوان امر به امساك كرد يعنى زنى را كه در اختيار توست نگاهدار ، ولى در مورد زنى كه از حباله نكاح خارج شده و در اختيار مرد نيست نمىتوان گفت :
امسكها ، يعنى با وى ازدواج مجدّد كن ، مگر به نحو تعليق گفته شود : ان عقدت عليها فامسكها ، كه اين گونه تعليق در آيه شريفه خلاف ظاهر است ، بلكه ظاهر آيه دستور بالفعل به امساك است . « 1 »
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) ان قلت : اگر مراد از« فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ »اواخر عده باشد ، بايد رجوع تنها در اواخر عده جايز باشد ، لااقل در غير از اواخر عده به نحو سالبه جزئيه رجوع جايز نباشد و گرنه اين قيد لغو مىگردد .
قلت : آوردن اين قيد ، مىتوان اشاره به رسم جاهلى باشد كه به جهت ايذاء زوجه در اواخر عده رجوع مىكردند ، آيه فوق در مقام ردّ اين رسم مىفرمايد كه رجوع بايد« بِمَعْرُوفٍ »باشد نه ضراراً ، بنابراين ذكر اين قيد حتى اگر به مفهوم فى الجمله قائل نشويم لغو نيست .
از سوى ديگر شايد نظير همين اشكال را در تفسير مرحوم آقاى خويى هم بتوان طرح كرد ( فتأمّل ) .