تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 2473

مساهمون:

ص٢٤٧٣
اشتراط دخول در مادر زن كافى نيست ، چون پيشتر گفتيم كه اگر
اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ
را وصف
" نِسائِكُمْ "
دوم هم بدانيم مىتوانيم
" مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ "
را به هر دو عبارت
" أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ "
و
" رَبائِبُكُمُ "
مرتبط بسازيم و در نتيجه دخول به زوجه را هم در تحريم مادر وى و هم در تحريم دختر وى شرط بدانيم .

3 ) كلام كشف اللثام و بررسى آن

در كشف اللثام در مورد
( اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ )
آورده است كه اين عبارت نمىتواند صفت نساءكم اوّل باشد زيرا لازمه فاسدى دارد ، چون " لزم الفصل بين الصفة و موصوفها باجنبيات " « 1 » در مستمسك هم همين دليل از كشف اللثام نقل شده « 2 » ، در تقريرات مرحوم آقاى خوئى هم همين اشكال طرح شده ولى قيد " باجنبيات " آورده نشده است . « 3 » . ما وجه اين اشكال را متوجه شديم ، چون مجرد فاصل شدن بين صفت و موصوفى اشكالى به همراه ندارد ، اگر - مثلًا - گفته شود : پسرهاى شخصى متوفى و دخترهاى شخص متوفى كه آن شخص مسلمان باشد ، بايد براى او قرآن بخوانند ، آيا نمىتوان قيد اسلام را مربوط به هر دو شخص متوفى دانست به نظر ما نعى ديده نمىشود هر چند بين موصوف و صفت فاصله افتاده باشد .
هامش
معناى اضافه( أُمَّهاتُ نِسائِكُمْ )با معناى " من " جاره ( من نسائكم ) تقارب معنايى دارد يا خير : به هر حال استاد - مد ظلّه - در اينجا به تحقيق صحت و سقم مبناى سيبويه نپرداخته و بحث را به صورت تقديرى و بر فرض پذيرش اين مبنا سامان داده‌اند . ( 1 ) - كشف اللثام ج 7 ص 177 ، ( توضيح بيشتر ) البته در عبارت نسخه چاپى تصحيف آشكارى راه يافته است : لانه ان علق بالجملتين مجرد قوله الآتى : دخلتم بهنّ لزم الفصل . . . كه عبارت صحيح چنين است ، مجرد قوله :( اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ ). ( 2 ) مستمسك 14 : 185 ( توضيح بيشتر ) البته در مستمسك لازم فاسد را " الفصل بين الصفة و الموصوف بالاجنبى " دانسته و گفته است كه اين اشكال بر تعلّق" مِنْ نِسائِكُمُ "به جمله نخست هم وارد مىگردد ، البته مرحوم آقاى حكيم اين اشكال را نقل كرده ولى آن را ناتمام مىدانند . ( 3 ) ( توضيح بيشتر ) نظير همين اشكال را هم در مورد" مِنْ نِسائِكُمُ "در اين تقريرات ذكر شده با اين عبارت : على ان الفصل الموجود بين كلمة" نِسائِكُمْ "و كلمة" مِنْ نِسائِكُمُ "يوجب زيادة البعد فى احتمال رجوع الثانية الى الاولى .