فهميدهاند كه فاعل « قال » ابى جعفر عليه السلام است اما آنكه در كتاب سرائر آمده ، ابن ادريس يا برخى از روات قبلى گمان كردهاند كه فاعل « قال » زراره است ، شكل سوّمى را كلينى از موسى بن بكر عن زرارة عن ابى جعفر عليه السلم نقل مىكند كه فاعل قال در آن مشخص نيست . « كافى : محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن على بن الحكم « 1 » عن موسى بن بكر عن زرارة بن اعين عن ابى جعفر عليه السلام نحوه و قال فى حديثه : و لا هم يستحلّون امّهاتهم ان كانوا مؤمنين و انّ ازواج رسول الله صلى الله عليه و آله و آله فى الحرمة مثل امهاتهم » « 2 »
و شاهد ديگرى كه تأييد مىكند كه اصل در روايت تنها كلمه « قال بوده است ، نقل چهارمى است كه حسين بن سعيد در كتاب نوادر آورده ، ايشان قسمت ذيل آن يعنى جمله « ثم قال ابو جعفر عليه السلام . . . » را ذكر نكرده است زيرا به نظر او اين ذيل از كلام زرارة است و خود را ملزم نمىدانسته كه كلام زرارة را نقل كند .
2 ) توضيحى پيرامون آيه شريفه « وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ »
و كلام مرحوم علامه طباطبايى ( رحمة الله عليه )
مسأله سوم در رابطه با حرمت نكاح با ام الزوجة و بنت الزوجة است كه تفصيل آن در جلسات آينده مطرح خواهد شد ، در اين جلسه فقط به ذكر نكتهاى در آيه شريفه
« وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ . . . . »
مىپردازيم .
آقايان گفتهاند جمله
« اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ »
قيد غالبى است و مفهوم ندارد ، پيرامون اين مطلب ، بيانى را ما داشتهايم
كه ديدم قسمت عمده آن در تفسير الميزان نيز آمده است و آن اين است كه : ما قبلا گفتيم مجرد اينكه وصفى غالبى است ، اين دليل نمىشود كه كلام مقيد به آن وصف شود مادامىكه نكته خاصى نداشته باشد مثلا فرض كنيد متكلمى چنين بگويد :
هامش
( 1 ) اين طريق كلينى به كتاب موسى بن بكر است .
( 2 ) - كافى 5 / 421 / ح 4 .