ابداً » .
با توجه به اينكه راوى حديث ، كسى جز عبد لكريم نيست ، عبارت « زاد عبد لكريم فى حديثه » بىمعنا است . اگر غير از عبد لكريم راوى ديگرى ، روايت را نقل كرده بود ، اين تعبير صحيح بود .
البته فقيه ، طريق ديگرى نيز دارد كه در آن ، موسى بن بكر از زراره نقل مىكند ، و اين اضافى در يكى از نقلها هست . و اين طريق در جامع الاحاديث نيامده است .
در فقيه « 1 » نيز سهوى واقع شده كه مىنويسد : « و زاد عبد لكريم فى حديثه » در حالى كه صحيح آن « زاد موسى فى حديثه » است . چون در تمام طرق مختلفى كه مرحوم كلينى و شيخ آوردهاند ، اين زياده در نقل موسى بن بكر است نه عبد لكريم .
سؤال : چون نقلها ، متعدد است ، ممكن است تعبير مرحوم صدوق « غير عبد لكريم » بوده و كلمه غير سقط شده باشد ؟
جواب : اگر مرحوم صدوق ، مانند كلينى از طرق متعدد نقل كرده بود ، اين احتمال وجود داشت ، ولى چون بيش از دو طريق نقل نكرده ، اين خطا ، ناشى از همان سهو قلم است .
3 ) نتيجه بحث :
روايت ، صحيح السند است . چون اگر كسى در بعضى طرق هم - به جهت موسى بن بكر يا على بن حسن بن فضال - تأمل داشته باشد ، اما چون بعضى اسناد به صفوان منتهى مىشود ( و او از سه نفرى است كه ما و شيخ بلاواسطه آنها را معتبر مىدانيم ) لذا صحيحه است نه موثقه .
4 ) متن روايت :
كافى ( به حسب نقل عبد لكريم ) عن زراره عن ابى جعفر عليه السلام قال : « اذا نفى الرجل ( رجلٌ تهذيب در نقل عبد الله بن بكير - استبصار ) الى اهله أو خبروها
هامش
( 1 ) فقيه ج 3 ، ص 546 .