وجود دارد ، حكم به الحاق به اولى مىكنيم ، مثلًا اگر از مباشرت دوم كمتر از شش ماه گذشته باشد ، در اين صورت ولد براى اولى است ، و اين دليل قطعى يا امارهء بسيار قوى و مقدم بر اصالة الصحة است و كشف از بطلان عقد ثانى مىكند كه قبل از انقضاء عده و در زمان حمل واقع شده است .
2 ) مستند مرحوم شهيد ثانى :
ايشان به قاعده فراش تمسك كرده ، مىفرمايند : در حديث وارد شده كه « الولد للفراش و للعاهر الحجر » و از روايات نيز استفاده مىشود كه شبهه هم فراش است .
و چون زوج اول طلاق داده و فراشيت او زائل شده ، و فراش موجود همان زوج دوم ( واطى به شبهه ) مىباشد ، به او بچه ملحق مىشود .
3 ) اشكالات مرحوم صاحب جواهر به مرحوم شهيد ثانى « 1 » :
ايشان سه اشكال به استدلال مرحوم شهيد ثانى وارد كردهاند :
اولًا : مىفرمايند : « منع ثبوت الفراش للثانى بعد فرض ارتفاع الشبهة ، لعدم صدقه هنا حقيقة » بعد از رفع شبهه ، ديگر زوج دوم فراش بالفعل نيست و فراشيت او رفع شده ، يعنى با رفع شبهه ، كان فراشاً من قبل و الآن ليس فراشاً بالفعل .
ثانياً : سپس مىفرمايد : « بل قد يمنع اصل الفراش فى الشبهة ، للتصريح فى الصحاح و القاموس و مختصر النهاية و غيرها بأنه الزوجة ، و لا ينافى ذلك لحوق الولد باعتِبار احترام الوطىِ كما فى الأمة . . . » اصلًا اينكه شبهه را فراش مىدانيد صحيح نيست ، چون لغويين تصريح كردهاند كه فراش زوجه است .
و اما الحاق ولد به مالك در امة ، به اعتبار احترام وطى است و در حكم ، به منزلهء
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ج 29 ص 260