و ملك يمين و تحليل باشد و از راههاى فاسد ( / فجور ) اقدام نكنيد . يعنى بانوان در حال حيض مانع ذاتى دارند و پس از بر طرف شدن مانع از راههاى مشروع اقدام كنيد .
بنابراين تفسير منطوق آيه شريفه لزوم شرطى نكاح و ملك يمين است و مفهوم آن حرمت فجور و زنا است و ربطى به حرمت وطى در دبر ندارد .
سوم : احتمال ديگر در معناى آيه شريفه قول زجاج و ابن كيسان است و شيخ طوسى نيز به اين قول متمايل ست ، كه پس از پاك شدن ، مقاربت با همسرانتان جايز است لكن فقط در حالاتى كه خداوند دستور داده است نه در حال احرام و روزهء واجب و اعتكاف .
بنابراين احتمال نيز آيه شريفه منطوقاً و مفهوماً در مقام بيان حكم وطى در دبر نيست .
ثالثاً : استدلال به مفهوم آيه شريفه بر حرمت وطى در دبر مبتنى بر آن است كه آيه جواز را منحصر به قبل كند ولى ممكن است
« أَمَرَكُمُ اللَّهُ »
در آيه ، اشاره به دستور استحبابى مباشرت با نساء باشد و آيه در مقام ترغيب در وطى باشد و مسلم است كه ترغيب وطى مخصوص به وطى در قبل است و مفهوم آن نفى ترغيب و استحباب در وطى در دبر است نه نفى جواز .
به بيان ديگر : محتمل است معناى آيه شريفه اين باشد كه غايتِ حرمت مباشرت حايض ، طهر است و پس از آن مباشرت مستحب است همانطورى كه قبل الحيض مستحب بود . يعنى پس از حيض احكام حيض مرتفع مىشود و به همان شكلى كه قبلًا مباشرت مستحب بود ، الان نيز مستحب است يعنى مباشرت در قبل .
چون اگر وطى در دبر حرام نبوده بلكه مكروه هم نباشد قطعاً مستحب نيست پس آيه ترغيب مىكند كه پس از پاكى در قبل مباشرت كنيد و مفهوم آن اين است كه اين ترغيب در مورد مباشرت در دبر نيست و منافات ندارد كه جايز باشد ولى هيچ گونه ترغيبى در آن نباشد .
رابعاً : اگر چه آيه شريفه در مقام تجويز وطى در قبل هم باشد ، استدلال به آن مبتنى