تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨

2 ) استدراك مطلب جلسهء گذشته

ديروز يكى از مؤيدات « جواز نظر مملوك به مالكه » را آيهء شريفه‌اى كه استيذان را واجب ندانسته ، شمرديم ، ولى چون آيه فقط مملوك زن را فرض نكرده و فرموده :
« أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ » *
كه ظاهر در مملوك شوهر است ، نمىتواند مؤيدى بر مطلب باشد . در مورد خصى هم نتيجه گرفتيم كه مثل فحل است و نمىتواند به اجنبيه نگاه كند .

3 ) استدلال به آيهء شريفه « أُولِي الْإِرْبَةِ »

برخى در بحث خصى غير از روايات ، به آيهء
« غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ »
استدلال كرده‌اند ، به اين معنا كه خصى از مصاديق
« غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ »
است و احتياجى به نساء ندارد ، لذا نمىتوان در مقابل او ابداء زينت كرد . در معناى
« غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ »
، فتاواى علماء و آراء مفسرين مختلف است . در روايات هم در اين زمينه اختلاف وجود دارد . برخى
« غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ »
را پيرمردهائى كه سن زيادى دارند و احتياج به زن را احساس نمىكنند و در معرض شهوت نمىباشند ، معنا كرده‌اند . كنز العرفان از بعضى نقل كرده كه از امام كاظم ( ع ) روايت شده است . « 1 » برخى ديگر ، بر كسانى كه احتياج به زن ندارند ، حمل نموده‌اند كه معنائى وسيع‌تر از معناى اول است . برخى ديگر ، مراد از آن را ابلهى دانسته‌اند كه « لا يأت النساء » كه چند روايت به اين مضمون هست .
هامش
( 1 ) كنز العرفان 2 : 223 .