تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
معنا است . روايات كه همانند آيات از وحى سرچشمه مىگيرد ، جنبهء تفسيرى نسبت به آيات قرآنى مىيابد هر چند بالصراحة در مقام تفسير نباشد . به نظر مىرسد كه عبارت مجمع البيان « و روى عن أبى عبد الله عليه السلام » ، و عبارت شيخ طوسى « روى أصحابنا . . . » نيز ناظر به همين روايات موجود باشد ، دربارهء اينكه شيخ به چه روايتى نظر دارد ، در جلسات بعد سخن خواهيم گفت .

2 ) توضيحى دربارهء « ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »

ظاهر آيهء شريفه بدون در نظر گرفتن روايات ، هم اماء و هم عبيد را شامل مىشود و وجهى براى تخصيص آن به اماء وجود ندارد ، بلكه بنابر برخى از تفاسير
« نِسائِهِنَّ »
، قدر متيقن از
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
عبيد مىباشد ، زيرا اگر مراد از
« نِسائِهِنَّ »
مطلق نساء باشد ، مراد از
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
يا تنها عبيد يا اعم از عبيد و اماء باشد و نمىتواند مراد فقط اماء باشد ، زيرا بنابراين فرض ،
« نِسائِهِنَّ »
تمام زنان و از جمله كنيزان را شامل شده و ديگر معنا ندارد كه دوباره اين مصاديق را ذكر كنند و خلاصه ، لازمهء اين معنا عطف خاص به عام است و چنين عطفى صحيح نيست . البته اگر مراد از
« نِسائِهِنَّ »
را معناى مضيقى مانند مؤمنات ، حرائر ، اقرباء ، اصحاب بگيريم ، چنين اشكالى پيش نمىآيد ، زيرا بنابر اختصاص
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
به اماء نيز گاهى مانند تفسير نسائهن به حرائر ، نسبت بين اين عنوان و عنوان نسائهن تباين مىباشد كه عطف كاملًا بىاشكال است ، و گاهى مانند ساير تفاسير ، عموم و خصوص من وجه است كه در اين مورد نيز عطف صحيح و شايع است . ولى وجهى براى تخصيص آيه به اماء به نظر نمىرسد بلكه ظاهر لفظ ، عموم است و روايات هم بر خلاف آن دلالت نمىكند همانطور كه خواهد آمد .

3 ) نتيجه بحث تا اينجا

نظر مملوك به مالكه خود جايز است ولى حد و حدود آن را بايد بعداً معين نماييم .