اين خواست من چگونه بر علامه الهام شد . و ايشان چگونه از باطن و خواست من با خبر شده است ؟ ! بعد از اين قضيه فهميدم كه ايشان فقط يك عالم و نويسنده نمىباشد . بلكه او كسى است صاحب كشف و كرامت كه با عالم غيب مرتبط مىباشد . « 1 »
آرى اين گونه هستند اولياء اللّه و كسانى كه براى خدا تلاش كردند و خود را وقف امير المؤمنين نمودند . علّامه امينى از جملهء كسانى بود كه صاحب امدادهاى غيبى هستند هركس مقدارى با زندگى ايشان آشنا باشد بر اين مطلب واقف خواهد شد .
علّامه امينى و حسان
ايشان در مورد آشنائى خود با علّامه چنين مىگويد : در ايّامى كه مرحوم علّامه ماه محرم در مشهد مقدّس منبر مىرفت . روزى بعد از تمام شدن منبر كودك خردسالى بلند شده قصيدهاى در مورد شب يازدهم محرم مىخواند ، مردم گريه مىكنند ، خود علّامه با صداى بلند ضجّه مىزند . وقتى ، قصيده تمام مىشود ، علّامه از شاعر اين اشعار سؤال مىكند و مىفرمايد كه مىخواهم او را ملاقات كنم ، لذا مرا دعوت كردند ، و به ملاقات ايشان نائل شدم و از آنوقت تا حين وفاتش ملازم ايشان بودم .
روزى من و عدهاى به استقبال علّامه امينى رفته بوديم وقتى با هم
هامش
( 1 ) - ربع قرن مع العلامة صفحهء 289 .