است . علّامه بعد از حدود دو سال اقامت در وطن خود و پس از ازدواج تصميم بازگشت دوباره به نجف اشرف را مىگيرد .
بازگشت علّامه به نجف
پس از مدتى اقامت ، در شهر تبريز ، گويى بارقهاى از نور ولايت از وادى مقدّس نجف اشرف ، بر او تابيده و همهء احساسات او را تحت تأثير خود قرار داد ، و وى را براى بازگشت بدان ناحيهء مقدس بازخواند . از اين رو بىدرنگ بار سفر مولى الموالى عليه السّلام را با زاد صفا و اخلاص بر راحلهء توكل بر بست . و خود را بدان آستان مبارك رسانيد .
و در جوار باب علم رسول اللّه معتكف شد .
انصراف علّامهء امينى از اقامت در تبريز صرفا منبعث از توجّه و ارادت و خلوص وى نسبت به ساحت قدس ولايت بوده ، و اين سرنوشت امرى بود الهى . كه ايزد متعال اين عنصر لايق و رشيد را با خصوصيات روحى و اخلاقيش براى شيعيان امير المؤمنين ( ارواحنا فداه ) و بلكه براى كافهء مسلمين دنيا ذخيره نموده بود . تا از ميان تيرگى اوهام و اختلاف ، حقيقت را آشكار سازد ،
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ »
.
او تشنهء عشق بود ، به وادى معشوق شتافت تا تشنگى را بر طرف سازد ، وقتى به كعبهء دلها رسيد ، جام عشق غدير را از دست صاحب