تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
( اى امير المؤمنين ! اى امام متقين و اى وارث علم اولين ، جان من و مادرم و همه فرزندانم فداى تو باد در اين دنيا از آن روزى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چهل تن از عموها و عموزادگان خويش را براى اجابت دعوت خدا فرا خواند ، برادر و جانشين پيامبر بودى )

ولادت و وفات سيّد حميرى

در سال ( 105 ) هجرى تولد يافت پدر و مادر سيّد حميرى از فرقه اباضيه بودند ، [ ابا ضيه اصحاب عبد اللّه بن اباضى هستند . و اين فرقه مخالفين خود و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را كافر مىدانند و ايشان را سبّ مىكنند . ] و وقتى از سيد سؤال مىكنند چگونه شيعه شدى ؟ جواب مىدهد ، رحمتى بر من رسيد و مرا از كفر نجات داد . سيد بعدا شيعه شده ، و از پيش پدر و مادرش هجرت مىكند . او در ايّام زندگيش چراغى بود براى نشان دادن طريق حق براى طالبان حق و حقيقت ، و همچنين در مرگ او درس و عبرتى است ، كه در صفحات تاريخ ماندگار است . حسين بن عون : مىگويد در مرضى كه سيد بواسطهء آن فوت كرد به عيادت او رفتم ، در نزد ايشان عدهء زيادى از همسايه‌هايش بودند كه از عثمانيه بودند ، سيد خوش‌سيما و چهرهء نورانى داشت ، يك وقت ديدم كه در پيشانى او يك نقطه سياهى پيدا شد و بزرگ شد تا تمام صورتش را فرا گرفت ، موجب غمگينى شيعيانى بود كه نزد سيد بودند ، و ناصبىها از اين كار مسرور و خوشحال شدند ، و شروع به