3 - آيه :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ »
« 1 »
اجمال شأن نزول آيه اين است كه : بعد از اينكه پيامبر در غديرخم وصايت حضرت امير را ابلاغ كرد . شخصى بنام جابر بن نضر ( و برخى نوشتهاند حارث بن نعمان ) آمد پيش حضرت رسول و به حضرت عرض كرد . همانا تو ما را امر كردى كه شهادت به يكتائى خدا و رسالت تو بدهيم و ما از تو پذيرفتيم تو ما را امر كردى پنج بار در شب و روز نماز كنيم رمضان را روزه بداريم و خانهء خدا را زيارت كنيم مال خود را با دادن زكات پاك كنيم و ما اينها را از تو قبول كرديم . به اينها اكتفا نكردى تا بازوان پسر عمويت را گرفتى و بلند نمودى و او را بر مردم برترى و فضيلت دادى و گفتى :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه » آيا اين امرى بود از طرف خودت و يا از جانب خدا ؟ ! رسول خدا در حالى كه چشمانش سرخ شده بود فرمود : قسم به خدائى كه جز او معبودى نيست ، اين از طرف خدا بوده .
در اين هنگام اين شخص برخواست در حالى كه مىگفت :
خداوندا اگر آنچه محمد مىگويد حق است ، پس سنگى از آسمان بر ما بفرست يا عذابى دردناك بر ما نازل كن . هنوز اين شخص نزديك شتر خود نرسيده بود كه سنگريزى از آسمان فرود آمد و به سرش اصابت نمود و فرو رفت و از دبر او خارج شد ، و هلاك شد . آنوقت اين آيه
« سَأَلَ سائِلٌ . . . »
نازل شد . « 2 »
هامش
( 1 ) - معارج آيهء 1 - 3
( 2 ) - الغدير ج 1 ص 136