تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
( هركس خشنود گردد به اينكه زندگانى او با زندگانى من هماهنگ باشد ، مرگ وى همانند مرگ من باشد و در بهشت آراسته و جاودانى كه نهال آن را مولاى به من بدست خود نشانده مسكن گزيند بايد على عليه السّلام را دوست بدارد ، پس از من از او پيروى كند و به امامان بعد از من اقتدا نمايد ، زيرا ايشان عترت من هستند و از سرشت من خلق شده‌اند و از زلال فهم و علم كاملا بهره‌مند هستند . واى بر گروهى كه فضائل آنها را انكار كند و رشته ميان من و ايشان را قطع نمايد خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نفرمايد . )

داستان غدير

در سال دهم هجرى ، رسول خدا عازم سفر حج شدند ، و جمعيت كثيرى همراه ايشان بودند تعداد جمعيت را 90 هزار و تا بيش از 120 هزار نفر در تاريخ ثبت كرده‌اند ، افراد بسيار نيز از بلاد ديگر به سوى سرزمين مكه شتافتند . پس از انجام مناسك حج در راه بازگشت از مكه در وادى غدير خم ( محل جدا شدن راههاى مدينه و مصر و عراق ) جبرئيل وحى آورد كه
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما