تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امين شريعت : ويژه نامه همايش رونمايي از كتاب المقاصد العلية في المطالب السنية ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
عليهم السلام و بعض از آيات قرآن و تفاسير ذيل آن آيات است . امضا كرده بودند و مهر زده بودند و فرستاده بودند براى اين شخص مستفتى . آن شخص آمده بود اين استفتاء را به مرحوم علّامه امينى نشان داده بود . مرحوم علّامه بعد از اينكه اين استفتاء را مىبينند اين كتاب را تأليف مىكنند . اين كتاب را به ضميمه آن استفتاء با يك نسخه زيراكس شده خط خودشان مىفرستند براى مرحوم حاج شيخ ، به اين عنوان كه : جوابِ آن استفتاء ، اين كتاب است و حوزه علميه قم بايد جواب استفتاء را با كتاب جواب مىداده و در حد يك فتوا نمىشود قضاياى اعتقادى را برگزار كرد . اين قضيه بايد رواياتش بررسى شود و از واحد بودن و مستفيض بودن در بيايد ، برسد به حد تواتر كه ديگر لا اقل پيش شيعه ، اين مطلب ابهامى نداشته باشد » . طالعى : پس در زمان حيات حاج شيخ عبدالكريم حائرى تأليف شده . به نظرم مىرسد كه ايشان فرمودند همان زمانى بود كه مرحوم علّامه امينى تشريف آورده بودند تبريز . در آن فترتى كه ايشان از نجف به تبريز بازگشته بودند . طالعى : با توجهى كه مرحوم حسينى تهرانى نشان داده‌اند و علاقه‌اى كه شما نشان داديد ، چطور دست كشيديد و آن را به مرحله چاپ نرسانديد ؟ نه ، من دست نكشيدم . جناب آقاى شيخ احمد امينى محبت فرمودند و تماس گرفتند . يك شب ماه رمضان بود ، در سال 1385 - 1386 . ايشان اصرار كردند كه من مدينة العلم هستم و با شما كار دارم . رفتم خدمت ايشان و تا 12 شب هم آنجا بودم . تازه تشكيلات كامپيوترى و نرم‌افزارى باب شده بود . آن وقت ايشان كارهايى را كه انجام شده بود روى اين كتاب به من نشان دادند . نمىخواستم بگويم ، چون فرموديد عرض مىكنم . ايشان گفتند : « شما هم به پدر ما علاقه داريد ، هم توسط مرحوم آقاى حسينى يك خصوصياتى از ايشان در نظرتان هست و اين كتاب را هم شما نسخه بردارى كرديد ، اگر ممكن است من همه اينها را در اختيار شما مىگذارم . اين كار را شما ادامه بدهيد كتاب را چاپ كنيد . قبول مىكنيد ؟ » ، گفتم بله . ايشان