دستِ مردانى در آينده چاپ بشود . « 1 »
اين در خاطر من هميشه بود تا روزى خدمتشان عرض كردم : « آقا ، اين كتاب كه علّامه درباره عالم ذر نوشتهاند كجاست ؟ » . فرمودند : « چه كار دارى ؟ » . گفتم « مىخواهم ببينم و مطالعه كنم » . رفتند توى كتابخانهشان و همان نسخه عكسى كه از روى خط علّامه امينى عكسبردارى و صحافى شده بود به من دادند و فرمودند : « اين است . خطش همين است كه در اين اسناد هست » .
من خيلى زحمت كشيدم كه خط ايشان را بنويسم ، چون جوهرش پخش شده بود و بعضى جاها را با توسل و لطف خدا توانستم بخوانم . خدا را شاهد مىگيرم كه هنگام نوشتن اين كتاب ، خواب به چشم من مطلقاً نمىآمد . فقط اگر مىخوابيدم از ترس اين بود كه مريض شوم . آنقدر با شوق مىنوشتم كه خودم هم متحيرم كه چطور تمام شد . جاهايى را هم خالى گذاشته بودم كه با مرحوم آقاى حسينى تهرانى جلساتى بنشينم تا ايشان براى من بفرمايند و عباراتش روشن شود . يك جلسه هم پيش آمد و رفتم خدمتشان سه ساعت نشستم و ديدم اذيت مىشوند ، چون سخت مشغول نوشتن علوم العربيّة بودند ، و با خود گفتم كه مزاحمشان نشوم .
بعد كه نسخه نوشته خودم را به ايشان نشان دادم ، گفتم : « اين كتاب را شما چاپ نمىكنيد ؟ » ، فرمودند : « اين كتاب اگر بخواهد چاپ بشود نياز به تعليقات زيادى دارد براى تبيين روايات عالم ذر . من دلم مىخواهد و خوشم مىآيد اما الان وقت ندارم . شايد اين كار را بعداً انجام دهم » ، و عمرشان براى اين كار وفا نكرد .
بعد به ايشان عرض كردم : « چطور شد مرحوم امينى در صدد نوشتن چنين كتابى برآمدند ؟ » ايشان فرمودند : « زمان مرحوم حاج شيخ عبدالكريم مؤسس ( آية اللّه حائرى ) ، كسى از تبريز نامهاى مىنويسد براى حاج شيخ ، در مورد اينكه نظر شما راجع به عالم ذر چيست ؟ مرحوم حاج شيخ آن طور كه يادم هست مرقوم مىفرمايند : عالم ذرّ از مسلّمات روايات اهل بيت
هامش
( 1 ) . « به شهادت روايات متواتر از اهل سنت ، ارواح آدم پيش از اين خلقت جسمانى و . . . و مرحوم علّامه امينى صاحب الغدير ، در اين موضوع كتابى كامل تأليف نموده و در آن كتاب حل مشكل فرموده . اميد است مطبوع شود و مورد استفاده دانشمندان قرار گيرد » . بوستان معرفت ، ص 185 ، انتشارات منير .