متعه بودند بر عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و من از آن دو نهى مىكنم و هركس مرتكب شود ، مجازات مىكنم . يكى از آن دو متعه ، صيغهكردن ، زنان است ، و من دست پيدا نكنم بر مردى كه ازدواج كرده با زنى تا مدتى ، مگر آنكه او را در زير سنگ پنهان مىكنم ، و ديگرى متعه حج است . سنن بيهقى ( ج 7 ، ص 206 ) ، پس گويد : آورده است مسلم در صحيح « 1 » به وجهى ديگر از همام » .
علامه در ذيل روايت دوم كه خطبهاى است از عمر درباره تحريم متعتان اشاره به تحريف روايت جابر كرده ، و گويد :
« اين خطبه عمر در دو متعه از مطالب مسلمه [ نزد اهل سنت ] است ؛ با الفاظ ياد شده ، مگر اينكه احمد امام حنبلى « 2 » حديث را نقل كرده به لفظ دوم براى جابر ، و حذف كرده از آن چيزى را ، كه خيال كرده خدمتى براى خليفه است ، و لفظ آن اين است : پس چون عمر ولى شد مردم را خطاب كرد و گفت بدرستى كه قرآن همان و قرآن است ، و رسول خدا هم همان رسول است ، و آن دو متعه بودند « 3 » بر عهد و زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . يكى از آن متعه حج بود و ديگرى متعه زنان » . « 4 »
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 56 ، ح 145 كتاب حج .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 84 ، ج 271 .
( 3 ) . همان آدرس قبل .
( 4 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 211 .