جمله « للّه درّ أبى طالب » را ساقط نمودهاند .
روايت أنس بن مالك
علامه رحمه اللّه روايت انس بن مالك را اينچنين كرده و گويد :
« از أنس بن مالك آوردهاند كه گفت : عربى به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد و گفت : اى رسول خدا ! در حالى نزد تو آمديم ، كه نه حتى شتر ماندهاى داريم تا بنالد و نه هيچ كودكى ، كه چاشت خورده باشد . سپس اين سرودها را بر زبان راند :
1 . أتيناك و العذراء يدمى لبانها * و قد شغلت أمّ الصبىّ عن الطفل
2 . و ألقى بكفّيه الصبّى استكانة * من الجوع ضعفا ما يمرّ و لا يحلي
3 . و لا شيىء ممّا يأكل الناس عندنا * سوى الحنظل العامي و العلهز الفسل
4 . و ليس لنا إلّا إليك فرارنا * و أين فرار الناس إلّا إلى الرّسل
ترجمه شعر :
1 . در حالى نزد تو آمديم ، كه دخترم از سينهاش خون مىآمد ، و مادر كودك شيرخوار از پريشانى خويش به او نمىپرداخت .
2 . و كودك را از خوارى و گرسنگى و ناتوانى با دو دست خود بيفكند ، چرا كه دستش به هيچ سياه و سفيدى نمىرسد .
3 . از آنچه مردم مىخورند هيچ چيز نزد ما نيست مگر حنظل و علهز پست .
4 . ما را هيچ راهى نمانده است ، مگر گريختن به سوى تو ، و مگر مردم جز آستان پيامبران به كجا مىتوانند بگريزند ؟
پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حالى كه از نگرانى دامن جامهاش بر زمين كشيده مىشد ، بلند شد تا بر فراز منبر رفت . خداى تعالى را بستود و بر او ثنا گفت . آنگاه گفت : بار خدايا ما را با بارانى پناهدهنده و پيوسته ، بارنده ، سيراب كن ، كه بر همگان ببارد و بازنايستد تا كشتهها را با آن برويانى و پستان جانوران را پر از شير گردانى و